کاسکو
 

رفتارشناسی عمومی کاسکو ها

از نظر عمومي ميتوان كاسكوها را در چند دسته بندي قرار داد:

کاسکوها از حدود سه تا چهار ماهگی، به طور کلی پَر در می آوردند و از وقتی که رنگ چشم آنها زرد می شود، سن آنها از روی رنگ چشم ها و رنگ انتهای پرهای دُم قابل تشخیص نیست. همچنین نمی توان از روی شکل ظاهری کاسکو به نر یا ماده بودن آن پی برد. اگر به آنها نزدیک شویم و حالت حمله یا ترس به خود بگیرند، معلوم می شود که کاسکوها هنوز وحشی اند و با انسان انس نگرفته اند.اگر کاسکویی با نزدیک شدن به آن،حالت مذکور را نشان ندهد و به راحتی نزدیک شدن انسان را تحمل کند و حتی اجازه دهد سرش را نوازش کنید یا به منقارش دست بزنید، معلوم می شود که مرحله وحشی بودن وانس نداشتن با انسان را پشت سر گذاشته است.اگر دستتان را به یک پای کاسکو نزدیک کنید و فشار ملایمی به آن بدهید و کاسکو ابتدا یک پا و سپس پای دیگرش را روی دست شما گذاشت و به عبارتی روی دست شما آمد، این حالت از لحاظ اهلی بودن پیشرفته تر از حالت قبلی است، البته نبايد انتظار داشت که با اولین برخورد، حتی یک کاسکوی سخن گو، سخنی را بگوید، این انتظار کاملاً بی معني است، حتی کاسکوهایی که توسط صاحب قبلی خود سخن گو شده اند، مدتی طول می کشد تا اولین کلمه را به زبان آورند. البته کشیدن سوت های یادگرفته به علت نزدیک بودند تون آنها با تون صداهای طبیعی کاسکو، در اولین روزهای به خانه آوردن یک کاسکوی اهلی و سخن گو عادی است. اما سخن گویی اغلب کاسکوهای سخن گو، زمانی آغاز می شود که به زوایای محیط جدید زندگی و افراد خانواده آشنا شوند. در تمام موارد ذکر شده، بین هر کاسکو با کاسکوی دیگر تفاوت وجود دارد.

ممکن است شما یک کاسکوی سخن گو را به خانه بیاورید و به محض برداشتن پوشش اطراف قفس، کلمه یا جمله ای را بر زبان آورد و ممکن است یک هفته طول بکشد تا کاسکو کلمات و جملات آموخته را شروع به تکرار کند. هوش کاسکوها نیز با هم متفاوت است. ممکن است یک کاسکو در تمام عمر طولانیش نتواند تقلید صدای انسان را یاد بگیرد. همچنین ممکن است یک کاسکو پس از به حرف آمدن، در صورت آموزش صحیح روزانه، قادر به یادگیری یک کلمه در روز باشد.وقتی به کاسکوهای وحشی نزدیک می شوید، عموماً قار می کشند. برخی از آنها بدون این که از جای خود تکان بخورند، قار می کشند، برخی خودشان را به دیواره های قفس می چسبانند و قار می کشند و برخی چنان می ترسند که خودشان را به این طرف و آن طرف قفس می کوبند.اگر شما انگشت خود را به طرف منقار کاسکوی وحشی ببرید، ممکن است گاز دردناکی از شما بگیرد و متعاقباً قار بکشد و ممکن است وحشت زده خودش را به دیواره های قفس بچسباند و قار بکشد یا با پروازهای کوتاه، خودش را به دیواره های قفس بکوبد.اگر شما غذایی را به منقار کاسکو نزدیک کنید، ضمن این که قار خواهد کشید، ممکن است چنان غذایی را با منقار خود با حالت عصبانیت بگیرد و پرتاب کند یا آن را با حالت تهاجمی بگیرد و تکه تکه کند و کف قفس بیندازد و ممکن است آن را بگیرد و در بین انگشتان پای خود قرار دهد و مشغول خوردن آن شود. اما قار کشیدن به میزان کم و بیش یک حالت طبیعی و عمومی برای تمام کاسکوهای وحشی تازه خریداری شده است. وقتی شما به طرف قفس کاسکوی وحشی تازه خریداری شده می روید، ممکن است کاسکو قارکشیدن را شروع کند. شدت قار کشیدن در کاسکوهای وحشی مختلف متفاوت است. جوجه کاسکوها کمتر از کاسکوهای مُسن قار می کشند. موضوع قار کشیدن کاسکوی وحشی در هنگام نزدیک شدن به آن برای رام کردن، تغذیه، تعویض آب آبخوری و غیره، امری طبیعی است، زیرا این پرنده در حالت وحشی صید شده و هیچ انس و الفتی با انسان ندارد. برخی از کاسکوها و جوجه کاسکوهای وحشی به صورت غیر عادی قار می کشند و صاحبان آنها مدعی هستند که علی رغم گذشت بیش از 6 ماه، هنوز به محض نزدیک شدنشان به قفس قار می کشند. با توجه به این که طول مدت معمولی اهلی شدن کاسکوها 3 تا 4 ماه است و پس از حدود 2 ماه که از نگهداری آنها می گذرد، معمولاً قار کشیدن آنها تمام می شود، کاسکوهایی که با گذشت بیش از این مدت هنوز به شدت و به طور غیر عادی قار می کشند، احتمالا مبتلا به «بیماری ترس» شده اند . علت بروز بیماری ترس در کاسکوها، شیوه های خشنی است که در هنگام صید و حمل و نقل نسبت به آنها انجام شده یا احتمالاً مواجه شدن با یک پدیدۀ ترسناک که در ذهنشان باقی مانده و ممکن است علاج آن نياز به گذر زمان زيادي داشته باشد. کاسکوها ممکن است پس از مدت ها قدری به صاحب خودشان عادت کنند، اما ممکن است تا مدتی نامعلوم با نزدیک شدن هر فرد دیگر به آنها به شدت بترسند و قار بکشند. به احتمال بسیار قوی هم قفس کردن چنین کاسکوها با کاسکوهایی دیگر و ترجیحاً با یک کاسکو از جنس مخالف می تواند روی اصلاح ترس آنها تأثیر بگذارد.

برخی از کاسکوها که به شدت عادت به قار کشیدن دارند، ممکن است در اوایل نگهداری به جای لذت دادن به شما، قدری باعث ناراحتی شوند. بنابراین وقتی یک کاسکوی وحشی را می خرید، از قبل باید با چنین رفتارها و عادات و احتمالاً «بيماري ترس » کاسکو آشنا باشید و هرگز تصور نکنید که با رفتارهاي خشنونت آميز ميتوانيد کاسکو را زودتر رام کنید.

کاسکو ممکن است تا 90 سال عمر کند. بنابراین در تربیت کاسکو عجله نکنید. اگر مايليد تا از یک کاسکوی وحشی یک کاسکوی اهلی، سخن گو و سرگرم کننده بسازید، هیچ راهی ندارید جز آن که با صبر و حوصله، چند ماه با آن مدارا کنید تا ابتدا اهلی شود و به شما اعتماد کند و سپس بتوانید مراحل تربیتی و آموزش سخن گویی به آن را شروع کنید.کاسکوی وحشی هیچ عادت و علاقه ای ندارد که شماه به قفس آن نزدیک شوید. وقتی شما به قفس کاسکوی وحشی تازه خریداری شده نزدیک می شوید، چون الفتی با شما ندارد و از شما می ترسد، قار می کشد و احتمالاً خودش را به دیواره های قفس می کوبد. در طبیعت هر حیوانی که به حیوان دیگر نزدیک می شود، قصدی کمتر از دور ساختن آن از محیط تحت سیطره خود ندارد. بنابراین حتی برای پُر کردن غذاخوری و آب خوری یا نظافت قفس کاسکوی وحشی، باید منتظر به هیجان درآمدن و قار کشیدن آن باشید. حال هر قدر شما با احتیاط و مهربانی بیشتری عمل کنید، کاسکو کمتر می ترسد و کمتر اذیت می شود.

وقتی کاسکوی وحشی توسط صاحبش رام شد، نزدیک شدن افراد دیگر به آن مشکلی است را ایجاد نمی کند، البته مشروط به این که افراد دیگر نیز مراعات حال آن را بکنند و رفتارهای خشنی با کاسکو نداشته باشند. کاسکويی که اهلی شده باشد و با افراد خانواده آشنا شده باشد، دیگر قار نمی کشد، حالت حمله یا دفاع به خود نمی گیرد و در هنگام تعویض محتوای غذاخوری و آبخوری توسط افراد مختلف خانواده به هیجان درنمی آید. از این پس که حدود 3 تا 4 ماه طول می کشد، مرحله تربیت آن برای یادگیری کلمات و جملات و حرکات مورد علاقه شما شروع می شود.خلق و خوی کاسکوها از مرحله جوجگی تا بلوغ و پس از آن متفاوت است و هر کاسکو ویژگی های اخلاقی خاص خود را دارد. البته چون هر تربيت كننده کاسکويي، قاعدتاً فقط باید از یک کاسکو در منزل نگهداری کند، به تدریج به اخلاق خاص کاسکوی خود پی می برد و برای تربیت صحیح آن، ترجیح می دهد که هرگونه رفتار خود را با خلق و خوی کاسکوی خود تطابق دهد.رفتارشناسی کاسکوها، یکی از مهم ترین موضوعاتی است که هر پرورش دهنده کاسکو باید به آن واقف باشد تا بتواند در هر مرحله از زندگی کاسکو، مطابق رفتار غریزی آن به پرورش و تربیت کاسکو اقدام کند.رفتارهای کاسکوها؛ یعنی حرکات، صداها و اطوارهایی که آنها در حالت تنهایی یا نزدیک شدن شما به قفس آنها یا دیگر حالات از خود بروز می دهند. در این مورد هم در بين کاسکوهای مختلف، تفاوت های زیادی وجود دارد. برخی از آنها بدون آموزش، حرکات خاص و لذت بخشی را نشان می دهند و برخی را برای انجام یک رفتار خاص باید آموزش داد. اما باید بدانید که در انجام رفتارهای مورد علاقه شما، آموزش صحیح کاسکو مهم ترین اقدام است. کاسکو وقتی از مرحله اهلی شدن گذشت، تربیت پذیر می شود و رفتارهای آن نیز توسط شما قابل تغییر و اصلاح می شود.

بهتر است بدانيد کاسکوهای وحشی، علاوه بر آن که به تازگی از محیط طبیعی و همنوعان خود جدا شده اند، برای وارد شدن به کشورهای وارد کننده، گاه تا یک ماه مجبورند شرایط تنش زای صیدشدن، انتظار در قفس های دسته جمعی، حمل و نقل، انتظار در کشورهای واسطه، حمل و نقل مجدد به کشور مقصد، انتظار در یکی از شهرهای کشور مقصد برای توزیع یا انتقال به یک شهر اصلی یا دیگر شهرها، ورود به پرنده فروشی های اصلی، انتقال به پرنده فروشی های جزیی در شهرستان ها، ورود به پرنده فروشی های جزء و انتظار در محیط ناخوشایند پرنده فروشی و سرانجام انتقال به خانه خریدار را تحمل کنند. بدیهی است کاسکوهایی که در جعبه یا قفسی کوچک از آفریقا تا کشور واسطه و سپس تا کشور ما حمل می شوند، در هر جعبه تعدادی از آنها ممکن است تلف شوند. کاسکوهای وارداتی در هر سن، اولاً وحشی هستند و ثانیاً تا زمانی که به خانه ای وارد نشوند و چند ماه پس از آن، حالت وحشی خود را حفظ می کنند.

کاسکوهای وحشی، حتی وقتی توسط علاقه مندان آنها خریداری می شوند و به خانه ها وارد می شوند، بر حسب میزان رسیدگی به آنها به نوع رفتارهایی که با آنها می شود، مدت سه تا چهار ماه یا بیشتر طول می کشد تا از حالت وحشی درآیند و اهلی شوند. در این مدت، به محض نزدیک شدن هر کسی به قفس، کاسکو قار میزند. برخی از آنها زودتر و برخی دیرتر با صاحب خود و محیط جدید زندگی عادت می کنند. طی مدتی که کاسکوها دوره اهلی شدن در خانه ها را می گذرانند، علی رغم تلاش صاحب آنها برای رسیدگی به تغذیه و نظافت آنها، این پرنده تا حدود یکی دو ماه، هر وقت کسی به آن نزدیک می شود، قار می کشد و زمانی آرام می گیرد که شخص از قفس دور می شود.

اگر کاسکوی وحشی توسط یک فرد بی حوصله خریداری شود و به خانه آورده شود، مدت اهلی شدن آن طولانی می شود. چون این پرنده وحشی است و به زندگی در غیر از محیط طبیعت و به همراه والدین و همنوعانش عادت ندارد و لازم است صاحب کاسکوی وحشی از قبل رفتارهای وحشی آن را بداند و پذیرفته باشد که رفتارهای ناشی از ترس کاسکو را تحمل کند و به تدریج آن را اهلی کند تا متعاقب اهلی شدن کاسکو، مرحله تربیت و آموزش سخن گویی را برای آن شروع کند.


هرچه زمان بگذرد و شما با کاسکوی وحشی خوشرفتاری بیشتری کنید، ترس کاسکو از شما زودتر از بين مي رود و به تدریج سر و صدایش کمتر شده و سرانجام شما را به عنوان دوست خود می پذیرد. در مرحله اهلی کردن، اگر می خواهید کاسکو زودتر به شما عادت کند، باید زمان بیشتری را روبه روی قفس در جایی که کاسکو قار نکشد، بنشينيد. کاسکوی هرچه بیشتر شما را ببیند، زودتر با چهره شما به عنوان یک دوست و پرستار آشنا می شود و هرچه شما را کمتر ببیند، دیرتر با شما آشنا شده و دیرتر اهلی می شود.
در روزهای اول، وقتی شما آب و غذا و نظافت کاسکوی وحشی را تأمین کردید، دقایقی را در یک متری قفس کاسکو بشینید و کلماتی را بگویید یا سوت های زیبایی بزنید تا کاسکو به صداها و سوت های شما عادت کند. وقتی می خواهید غذا یا آب کاسکو را تعویض کنید، به آرامی کلماتی را به زبان بیاورید یا سوت های ملایمی بزنید. توجه داشته باشید که کاسکو انواع سوت ها و آوازهای پرندگان را به دلیل نزدیک بودن با زبان طبیعی خودش زودتر یاد می گیرد و سخن انسان را از وقتی یاد می گیرد که اولاً اهلی شده باشد، ثانیاً قدرت تقلید صدای انسان را داشته باشد. در مرحله اهلی کردن، توصیه می شود عجله نکنید، رفتار خشن با کاسکو نداشته باشید و همواره با آن مهربان باشید تا این مرحله هرچه زودتر تمام شود. فراموش نکنید که اگر در مقابل رفتارهای وحشیانه و ناشی از ترس کاسکو، شما هم عصبانی شوید و با کاسکو رفتار خشونت آميز داشته باشيد، ممکن است کاسکو خودش را به دیواره های قفس بکوبد و به خود آسيب برساند. کافیست در مورد یک کاسکوی وحشی، حدود دو ماه تحمل داشته باشید تا دیگر قار نکشد و حدود دو ماه دیگر هم تحمل کنید تا آرام شود و به مرحله تربیت پذیری برسد.


بررسي برخي از عوامل موثر بر كاهش توانايي سخن گویی کاسکوها

(1) دم سیاه یا دم قرمز بودن کاسکو ـ کاسکوهای دم سیاه در 6 تا 12 ماهگی و دم قرمز در 12 تا 18 ماهگی قادر به گفتن اولین کلمه می شوند. اما بطور كلي در توانايي سخن گویی، واضح گویی، خجالتی یا غیرخجالتی بودن و دیگر معیارها هیچ تفاوتی بین این دو نژاد وجود ندارد. اما کاسکوهای دم قرمز به علت جثه بزرگتر و زیبایی بیشترنسبت به كاسكوهاي دم سیاه ها طرفداران بيشتري دارند.


(2) نر یا ماده بودن کاسکو ـ هیچ فرقی بین کاسکوهای نر و ماده تا 7 سالگی از جنبه سخن گویی وجود ندارد. اما کاسکوهای ماده بعد از 7 سالگی به علت درگیر شدن با تنش جنسی شدید جفت خواهی یا جفت داشتن و درگیر شدن با تخم گذاری، خوابیدن روی تخم ها، پرورش جوجه ها و وارد شدن پی در پی آنها به جریان تولید مثل، نسبت به کاسکوهای نر به شدت از میزان سخن گویی آنها کاسته می شود.


(3) سن جوجه کاسکوها ـ جوجه کاسکوهای دم سیاه در 6 تا 12 ماهگی و دم قرمز در 12 تا 18 ماهگی قادر به گفتن اولین کلمه می شوند. متعاقب به حرف آمدن تا هفت سالگی هیچ تفاوتی بین سخن گویی گروه های سنی مختلف وجود ندارد. اما طبیعی است که جوجه ها هر چه بزرگتر شوند و آموزش بیشتری ببینند، از قدرت سخن گویی بیشتری برخوردار می شوند، به عبارت دیگر، قدرت یادگیری در جوجه ها و کاسکوهای بالغ چشم سفید 3 تا 5/6 ساله متعاقب اهلی شدن، یکسان است و از آن پس تحت تأثیر تنشهای جفت خواهی و نحوه مدیریت کاسکو توسط صاحبش قرار دارد.

(4) سن کاسکوهای بالغ ـ کاسکوهای بالغ چشم زرد، از 7 سالگی به بعد تحت تنش جنسی قرار دارند یا اگر جفت داشته باشند با مدیریت خانواده درگیرند. ماده ها بسیار بیشتر از نرها درگیر مسائل خانوادگی می شوند و لذا از 7 سالگی به بعد، ماده ها با شدت بیشتری نسبت به نرها در یادگیری و سخن گویی مشکل خواهند داشت. همچنین هر چه سن کاسکو بیشتر شود، به همان نسبت از قدرت یادگیری، سخن گویی و به خاطر سپردن (حافظه) آن کم می شود.

(5) افزایش سن ـ افزایش سن از 7 سالگی به بعد، رابطه معکوس با قدرت یادگیری، قدرت سخن گویی، و ظرفیت حافظه کاسکو دارد.

(6) اثر بلوغ جنسی ـ از 7 سالگی به بعد، بلوغ جنسی به صورت جستجو و تمايل به جنس مخالف و ایجاد رابطه جنسی و متعاقباً تولید مثل، به خصوص در ماده کاسکوها بروز كرده و موجب کاهش قدرت یادگیری و قدرت سخن گویی کاسکو می شود.

(7) اثر تغذیه ـ تغذیه نامناسب موجب کمبود یک یا چند ماده غذایی مورد نیاز در كاسكو می شود که این امر در حالات شديد به بروز بیماریهای ناشی از سوء تغذیه منجر می شود . بطور كلي بروز هر نوع اختلال در بدن تأثیر منفی روی یادگیری و میزان سخن گویی كاسكو دارد.

(8) تاثير نوع رفتار با کاسکوها ـ رفتار نامناسب صاحب یا اهل خانواده با کاسکو از جمله بی توجهی و تنها گذاشتن آن به مدت زیاد، تأثیر بسیار منفی روی اهلی شدن، سخن گو شدن، آموزش و سلامت روان کاسکو دارد.

زمان سخن گو شدن کاسکوها به دو عامل بسيار مهم بستگي دارد:

1 - هوش كاسكو

2- نوع روش آموزش صاحب كاسكو

هرچه کاسکو از لحاظ ژنتیکی قدرت تقلید صدای انسان را بیشتر داشته باشد و هرچه روش شما در آموزش کاسکو صحیح تر و منظم تر باشد، سرعت یادگیری کلمات، عبارات و جملات توسط کاسکوی شما بیشتر خواهد بود و هرچه زمان بگذرد و شما در آموزش سخن گویی وقت بیشتری به آن اختصاص دهید، کلمات، جملات، سوتها، صداها و حرکات بیشتری را یاد می گیرد.

یک کاسکوی با هوش ممکن است ظرف مدت کوتاهی کلمات و جملات زیادی را یاد بگیرد. در حالی که یک کاسکوی کم هوش، ممکن است حتی پس از سال ها، فقط چند کلمه بیشتر نتواند حرف بزند. به هر حال زمان سخن گو شدن کاسکوی شما معمولاً وقتی فرا می رسد که به طور کامل یا نسبتاً کامل اهلی شده باشد. اما هیچ کسی با دیدن یک کاسکوی وحشی یا اهلی نمی تواند به قابلیت سخن گو شدن آن پی ببرد. همچنین نمی تواند تعیین کند که یک کاسکو تا چه حدود قابلیت پیشرفت در سخن گویی را دارد. در واقع فقط با گذشت زمان است که صاحب کاسکو می تواند با توجه به زماني كه صرف آموزش كاسكو نموده است در مورد قابلیت سخن گویی کاسکوی خودش اظهار نظر کند. وقتی یک کاسکوی وحشی در خانه ای اهلی شود و در طول مدت اهلی شدن، صاحبش به میزان کم و بیش ، کلماتی را برای آن تکرار کرده و پس از اهلی شدن برای آن کلاس های منظمی را گذاشته و با روش صحیح ، سخن گویی را به آن آموزش داده است، پس از یک ماه که از اهلی شدن و آموزش دیدن کاسکو گذشته باشد، باید بتواند کلمه یا کلماتی را که یاد گرفته است، تکرار کند.

آموزش سخن گویی به کاسکو موضوعی پیچیده است و نميتوان روشي يكپارچه و كلي براي آموزش سخن گويي به تمامي كاسكوها بيان كرد.

شما باید با رفتارشناسی کاسکوی خود در هر سنی که هست کاملاً آشنا شوید تا بتوانید مراحل اهلی کردن و آموزش سخن گویی به آن را با موفقيت پیش ببرید. کاسکوی شما اگر سخن گو هم باشد، باید روزانه تحت تعلیم قرار گیرد تا اولاً کلمات و جملاتی را که فرا گرفته ، از یاد نبرد، ثانیاً بر تعداد لغات و جملاتی که آموخته است، افزوده شود. از آن جا که عمدۀ کاسکوهایی که مردم از بازار می خرند، کاسکوهای وارداتی وحشی هستند، آموزش جدی سخن گویی به کاسکو باید از زمانی شروع شود که اهلی می شود و قدرت تمرکز حواس برای آموزش دیدن از مربی خود را پیدا می کند.

یکی از بزرگترین مشکلات نگهداری دو کاسکو در خانه (حتی یک جفت کاسکوی نر و ماده جور شده با هم) یا داشتن یک کاسکو و یک پرندۀ دیگر یا یک کاسکو و یک حیوان خانگی، سرگرم شدن کاسکوها با هم یا حسادت آن ها نسبت به یکدیگر یا حسادت کاسکو نسبت به پرندۀ دیگر یا حیوان خانگی و پیشرفت نکردن کاسکو در سخن گویی و کم شدن سخن گویی کاسکوی سخن گو است. بنابراین دقت داشته باشید که اگر می خواهید چنین اتفاقی نیفتد، هرگز یک کاسکوی سخن گوی پیشرفته را تحت شرایط حسادت ورزیدن یا سرگرم شدن با کاسکو یا پرنده یا حیوان دیگر یا بی توجه ای قرار ندهید.

تفاوتهای کاسکوهای دم قرمز با دم سیاه

1ـ کاسکوهای دم سیاه (نژاد تیمنه) از لحاظ شکل ظاهری با داشتن دم سیاه، منقار بالایی روشن و جثه ای با وزن متوسط 350 گرم؛ از کاسکوهای دم قرمز (نژاد لامینیت) با داشتن دم قرمز، منقار سیاه و جثه ای با وزن متوسط 450 گرم متمایز می شوند.

2ـ به طور تقريبي کاسکوهای دم سیاه در سنین 6 تا 12 ماهگی و کاسکوهای دم قرمز در سنین 12 تا 18 ماهگی قابلیت یادگیری سخن گویی پیدا می کنند، ولی این موضوع هیچ نوع برتری برای دم سیاه ها از نظر سخن گویی ایجاد نمی کند.

3ـ طول مدت اهلی شدن هر دو نژاد، در شرایط کار کردن صحیح با آنها، به طور متوسط 3 ماه است.

4ـ قدرت یادگیری سخن گویی به زبان انسان و نیز قدرت یادگیری انواع صداهای دیگر در هر دو نژاد یکسان است.

5ـ کاسکوهای دم قرمز به دلیل داشتن جثه ای بزرگتر و ظاهری زیباتر از کاسکوهای دم سیاه، طرفداران بیشتری دارند و لذا به طور متوسط در هر شرایطی که باشند؛ گران تر خرید و فروش می شوند.

6ـ رفتارشناسی، فرایند تشکیل جفت، جوجه کشی و قابلیت واضح سخن گفتن و دیگر موارد در هر دو نژاد یکسان است.


رفتارشناسی تغذیه ای کاسکوها

منظور از رفتارشناسی تغذیه ای کاسکو؛ عادات تغذیه ای کاسکو در هنگام غذا خوردن، انواع غذاهای مورد علاقۀ هر کاسکو و نحوۀ برخورد کاسکو با غذادهنده است. در طبیعت، کاسکوها در لابه لای درختان در جنگلها زندگی می کنند و از انواع میوه ها، بذرهاي جنگلی و جوانۀ شاخه های درختان تغذیه می کنند. همچنین در فصل به محصول نشستن مزارع و باغ ها، کاسکوها به صورت گله ای به مزارع هجوم میبرند. جوجه کاسکوها در حالت طبیعی تا سه الی چهار ماهگی توسط والدین تغذیه می شوند. والدین غذاهایی که می خورند، در چینه دان خود ذخیره می کنند و وقتی به آشیانه بر می گردند، با بالا آوردن غذای خیس خورده در چینه دان و قرار دادن آن در دهان جوجه ها، آنها را تغذیه می کنند. جوجه ها در حدودسه ماهگی یا بیشتر با درآمدن کامل پرهای بدن وبال، جثه ای تقریباً به اندازۀ والدین خود پیدا می کنند و می توانند به پرواز درآیند. وقتی کاسکوها به پرنده فروشی ها راه می یابند، پرنده فروش ها معمولاً آنها را با تخم آفتابگردان دور سفید یا تخم آفتابگردان قرمز و بلال یا نخود خیس داده تغذیه می کنند. اما این غذای کاملی برای کاسکوها نیست و اگر کاسکوها به مدت طولانی در پرنده فروشی بمانند، قطعاً دچار سوء تغذیه خواهند شد. کاسکوها وقتی سیر باشند، از غذایشان همچون اسباب بازی استفاده می کنند. به این معنی که غذای خود را تکه تکه کرده و پرتاب می کنند. رفتارهای تغذیه ای کاسکوها در حالت وحشی و اهلی متفاوت است.

کاسکوها هر چه وحشی تر باشند، سخت تر غذا از دست قبول می کنند و اصولاً تا وقتی اهلی نشوند، وقتی صاحبشان با دست غذایی به طرف منقارشان نزدیک کند، غذارا با حالت عصبانیت با منقار میگیرند و پرتاب می کنند و اگر زیاد گرسنه باشند، می خورند. بدیهی است تا مدت 3 ماه این رفتار تغذیه ای ادامه دارد، اما جوجه کاسکوی شما روز به روز با شما و محیط جدید زندگی اش آشنا می شود و طبعاً ترس و رفتارهای خشن آن در هنگام نزدیک شدن شمابه قفس کمتر می شود. وقتی کاسکو اهلی شد، نه تنها حالت تهاجمی یا ترس خود را از دست می دهد، بلکه به راحتی روی دست صاحبش و احتمالاً افراد خانواده می آید و از روی دستش بالا می رود و روی شانۀ فرد می نشیند. از این مرحله به بعد، هم غذا دادن به کاسکو راحت می شود.

بسیاری خیال می کنند عمدۀ غذای کاسکو باید از تخم آفتابگردان تأمین می شود. در حالی که چنین نیست؛ کاسکوها همه چیز می خورند و فقط چیزهای سمی برای آنها مضر است. غذای کاسکو باید متنوع باشد تا تمام مواد غذایی مورد نیاز به بدنش برسد.بنابراین سعی کنید غذاخوری کاسکو رااز تخم آفتابگردان پر نکنید، زیرا کاسکو به علت علاقه مند بودن به شکستن تخمه، با تخمه آفتابگردان شکمش را سیر می کند و اگر غذای دیگری برايش بگذارید با آن بازی می کند و در واقع آن غذا را تلف می کند. به منظور سرگرم شدن، کاسکو به طور طبیعی به جویدن شاخه های نرم درختان علاقه دارد. اگر شاخه درخت در اختیار نداشته باشد، چنان چه سیر باشد، داخل قفس به ور رفتن با غذا و تلف کردن آن مشغول می شود یا دور قفس می چرخد یا به استراحت می نشیند یا به پرآرایی مشغول می شود. بنابراین توصیه های علمی و تجربی رابه شرح زیر در تغذیه کاسکو به کار گیرید تا کاسکوی شما دچار سوءتغذیه نشده و اتلاف غذا به حداقل برسد:

- حداکثر یک سوم غذای مورد نیاز روزانۀ کاسکو را از تخم آفتابگردان تأمین کنید.

- انواع میوه ها و سبزیجات را به صورت خرد شده به مقدار یک سوم غذای مورد نیاز روزانه در اختیار کاسکو قرار دهید. هویج، سیب، حبه های انگور، انواع سبزی ها، میوه ها، کلم و غیره؛ وقتی به صورت مخلوط وخرد شده در اختیار کاسکو قرار گیرند، تمام انواع ویتامین ها و مواد معدنی مورد نیاز کاسکو را تأمین می کنند.

- یک سوم غذای روزانه مورد نیاز کاسکو را از دانه های پخته؛ مثل ذرت، نخود، لوبیا، لپه، باقلا، عدس، ماش، گندم یا دانه های خیس داده و جوانه زده تأمین کنید. از تغذیه استخوان ران مرغ پخته به کاسکو غافل نشوید. کاسکو استخوان مرغ را بسیار دوست دارد و علاوه بر خوردن مغز استخوان، مقداری از استخوان را هم خوب می جود و می خورد و به این ترتیب، مقدار زیادی از نیازهای غدایی اش به کلسیم، فسفر، پروتئین و غیره را تأمین می کند.

برای تغذیه حالت پختۀ بذور مذکور، ابتدا همه آن ها را شسته و به طور مخلوط در یک دیگ زودپز بریزید و آن را بپزید. مراقب باشید که دانه ها زیاد پخته و له نشوند. سپس از این غذا به مقدار یک سوم کل غذای روانه در غذاخوری کاسکو بریزید. تغذیه این غذا را به مدت 10 روز ادامه دهید تا به طور دقیق برای شما مشخص شود که کاسکوی شما کدام یک از دانه ها را می خورد و کدام را نمی خورد. وقتی متوجه شدید که کاسکوی شما یک یا چند دانه را نمی خورد، در نبوت بعدی پخت، آن دانه ها را حذف کنید. این رژیم غذایی که شامل یک سوم تخم آفتابگردان، یک سوم میوه و سبزی و یک سوم دانه های پخته یا خیس داده یا تازه (مثل دانه های تازۀ بلال که به صورت بلال تکه تکه شده در اختیار کاسکو قرار می گیرد) می شود به علاوه استخوان ران مرغ و تعارف هر نوع غذایی که خودتان می خورید به کاسکو، به طور کامل تمامی احتیاجات غذایی کاسکو را از لحاظ ویتامین ها، مواد معدنی، انرژی، اسیدهای آمینه ضروری و اسیدهای چرب ضروری تأمین می کند.


می توانید با پختن حدودیک کیلوگرم از مخلوط دانه های مورد علاقه کاسکوی خود و ریختن آن به اندازه مصرف یک روز در هر کیسه فریزر و نگهداری از آن در حالت انجماد، هر روز از فریزر یک کیسه خارج کنید و پس از ذوب شدن کامل يخ، آن را در غذاخوری کاسکو بریزید وقتی مخلوط دانه ها به صورت نیم پز به کاسکوها تغذیه شد، شما به زودی در خواهید یافت که کدام یک از اقلام مخلوط دانه ها بیشتر و کدام یک کمتر توسط کاسکو یا پرنده شما خورده می شود. البته در نوبت اول نباید سريع در مورد حذف یک یا چند قلم غذاي باقی مانده در غذاخوری پرنده تصميم بگيريد زیرا عادات غذایی کاسکوها و دیگر طوطی ها چنین است که ابتدا ممکن است غذایی را نخورند، ولی پس از مدتی ممکن است به آن عادت کنند. تمام مواد پختنی را قبل از پختن بشویید. همچنین تمام میوه ها و سبزیهایی که به صورت خام در اختیار کاسکو قرار می دهید، ابتدا بشویید، سپس خرد کنید و بعد به اندازۀ کافی در غذاخوری کاسکو بریزید. تخم آفتابگردان و دیگر بذرهاي مورد استفاده در تغذیه کاسکو را نیز در هر نوبت که می خرید، تمام آن را داخل یک ظرف بزرگ بریزید و آن را از آب پر کنید تا خرده سنگها و گرد و غبار در ته ظرف ته نشین شود. سپس تمام تخمه هایی که روی آب قرار می گیرد را با یک آبکش کوچک بردارید وداخل یک آبکش بزرگ بریزید و پس از عبور دادن آب کافی از روی تخمه های موجود در آبکش بزرگ و شستشوی کامل گرد و غبار، کل آن را رویچند ورق روزنامه زیر آفتاب یا جلوی شوفاژ یا شومینه سریع و کامل خشک کنید و سپس آن را جمع کنید و داخل ظرف مناسبی ذخیره کنید. فراموش نکنید که به خصوص در کشور ما در تولید محصولات زراعی و باغی از سم پاشی برای مبارزه با آفات به شکل بی رویه ای استفاده می شود. لذا سموم مورد استفاده در کشاورزی، به خصوص روی قسمت خارجی تمام محصولات کشاورزی باقی می ماند که اگر این خوراکها را نشسته در اختیار کاسکو یا دیگر پرندگان زینتی قرار دهید، اگرچه فوراً پرندۀ شما نخواهد مرد، ولی سموم در بدنش جمع می شود و سرانجام پرنده را ضعیف، بیمار و تلف خواهد کرد. علت دیگر ضرورت شستشوی بذرها قبل از تغذیه به پرنده، گرد و غبار موجود روی بذور گیاهی است.

برای تأمین بهتر احتیاجات غذایی کاسکو؛ از تخمه های شستشو شده، خشک شده و جمع آوری شده به روش فوق. هر یک کیلوگرم مخلوط مذکور، بایست حاوی 800 گرم تخم آفتابگردان خام تهیه شده به روش فوق + 150 گرم نخودچی باشد. نخودچی سرشار از انرژی، مواد معدنی و ویتامینهاست (تحت هیچ شرایطی به کاسکو نمک و یا غذای شور و شیرین ندهید ) جثه جوجه کاسکوها در 3 تا 4 ماهگی به اندازه کاسکوهای بالغ چند ساله می رسد. بنابراین مقدار غذای مورد نیاز آن ها با هم فرقی ندارد. البته یک کاسکو ممکن است روزانه ساعات زیادی را به دور قفس خود بچرخد (ورزش کند) و کاسکوی دیگر ممکن است تحرک کمتری داشته باشد. بنابراین اگر کاسکوی شما فعالیت زیادی دارد، انتظار داشته باشید که غذای بیشتری مصرف کند. در هر دو صورت اگر دیدید کاسکوی شما در حال چاق شدن است، بدانید که پرخوری می کند و باید غذای کمتری، به خصوص از دانه های پخته و تخم آفتابگردان در اختیار آن بگذارید. کاسکوها در طول شب نیز کم کم غذا می خورند. بنابراین بهتر است هر صبح قبل از دادن اولین وعده غذا به کاسکو، ظرف غذاخوری و آبخوری را کاملاً تخلیه کنید و آنها را با مایع ظرفشویی بشویید و سپس اولین وعده غذا را به مقدار مناسب در ظرف غذاخوری بریزید و آبخوری را با آب تمیز پر کنید. آب آبخوری را روزانه چند بار با آب تمیز عوض کنید و روزانه حداقل یک بار آن را با مایع ظرفشویی بشویید تا از رشد جلبکهای مضر در کف و دیواره های ظرف آبخوری جلوگیری شود.


رفتار شناسی جوجه کاسکوها

جوجه کاسکوها وقتی از تخم خارج می شوند، تا یک هفته چشمان آنها بسته است، اما در این وضعیت هم قادرند که از مادر خود غذا دریافت کنند. جوجه کاسکوها تا سن 3 ماهگی کماکان به تغذیه شدن توسط والدین خود وابسته اند و تا این سن از لانه خارج نمی شوند. تا حدود 3 ماهگی پرهای جوجه ها به طور کامل رشد می کند و در این سن اگر غذای کافی از والدین دریافت کرده باشند، رشد جسمانی آنها نیز کامل می شود، اما تحت شرایط کمبود غذا ممکن است. والدین غذای کافی پیدا نکنند و نتوانند جوجه ها را به خوبی تغذیه کنند. در این حالت ممکن است تا چند ماه دیگر رشد جسمی جوجه ها ادامه یابد تا هم جثه والدین خود شوند. کاسکوها در هنگام جفتگیری اقدام به لانه سازی در تنه درختان خاص می کنند. کاسکوی ماده در لانه تخمگذاری می کند و روی تخم هایش می خوابد.

وقتی کاسکوی ماده روی تخم ها خوابیده است، کاسکوی نر وظیفه تهیه غذا برای کاسکوی ماده را هم به عهده دارد، وقتی جوجه ها از تخم خارج می شوند، کاسکوی ماده هم به دنبال غذا می رود و والدین هر دو وظیفه تغذیه جوجه ها را به عهده دارند. از 3 ماهگی به بعد، جوجه کاسکوهای کاملاً پردار به همراه والدین خود برای یافتن غذا از لانه خارج می شوند. از این پس، کاسکوها در گله هایی با جمعیت صدها تا هزاران قطعه شب را به صورت اجتماعی روی درختان بلند سپری می کنند و صبح زود در گله های کوچک تر به طرف مزارع و باغ های میوه به پرواز درمی آیند.رفتارهای کاسکو به دو دسته تقسیم می شوند:

1ـ رفتارهای غریزی.

2ـ رفتارهای اکتسابی.

رفتارهای غریزی در نهاد کاسکو است و کاسکو بدون این که از والدین خود آموزش ببیند، آنها را می داند؛ مثل رفتار پرواز یا بازکردن دهان برای دریافت غذا. اگر چه رفتارهای غریزی در نهاد جوجه کاسکوها وجود دارد، ولی جوجه کاسکوها چنان رفتارها را نیز با والدین درست پرواز کردن را به آنها می آموزند. توجه داشته باشید که در شرایط پرورش دستی، جوجه کاسکوها والدینی ندارند که رفتارهای غریزی را با آنها تمرین کنند. همچنین جوجه های پرورشی از رفتارهای اکتسابی که باید از والدین یا همنوعان خود یادبگیرند، بی اطلاع اند. بنابراین پرورش دهنده جوجه کاسکوها باید به این نکته توجه داشته باشند که آن ها باید مراقبت خاصی از جوجه ها بکنند تا جوجه ها دچار مشکل نشوند.ترس از دشمنان طبیعی یک رفتار لازم به یادگیری است که جوجه کاسکوها در شرایط زندگی درکنار والدین، از آن ها یاد می گیرند که از دشمنان طبیعی مثل باز، قوش، عقاب و دیگر شکارچیان بترسند و یاد می گیرند که متعاقب ترسیدن باید به پرواز درآیند و فرار کنند. همچنین یاد می گیرند که در شرایط طبیعی باید به صورت گله ای و در بلندی درختان مرتفع استراحت کنند و بخوابند تا دشمنان از حمله به آن ها اجتناب کنند. کاسکوهابه صورت گله ای و در دسته های بزرگ به سمت منابع غذا با سرعت پرواز می کنند و پرندگان شکاری از حمله به گله های در حال پرواز کاسکو ترس دارند؛ زیرا اگر به یک گله در حال پرواز کاسکو حمله کنند، امکان شکستن بال آن ها وجود دارد. به هر حال ذکر رفتارهایی که کاسکوها به طور غریزی دارند و در مهارت یافتن چنان رفتارها با والدین خود تمرین می کنند و نیز رفتارهایی که از والدین یاد می گیرند، این حقیقت را روشن می کند که در شرایط جوجه کشی از کاسکو و پرورش دستی جوجه ها پس از جدا کردن آن ها از والدین، صاحب جوجه ها باید بداند که آن ها از همه لحاظ وابسته او هستند و والدینی ندارد که رفتارهای لازم را به آن یاد بدهد یا با آن تمرین کنند یا جوجه کاسکو انجام چنان رفتارها را از والدین یا همنوعان خود مشاهده کند و یاد بگیرد و لذا باید تا یادگیری رفتارهای لازم توسط جوجه کاسکو، مراقبتهای لازم را انجام دهد.

تعيين جنسيت در كاسكوها:

هرچند تعيين جنسيت در كاسكو بسيار مشكل است اما روشهايي براي اين منظور وجود دارد كه بدون تاييد يا رد آنها و فقط به منظور آشنايي شما در اين بخش ارائه مي شود:
1. تعيين جنسيت از طريق دمگاه : در پرنده ماده هر چند كه دمگاه سرخ است اما لبه هاي آن خاكستري است و رنگ پرهاي سينه از خاكستري تيره به روشن منتهي مي شود . در نر سرخ بوده و رنگ پرهاي سينه تيره است.
2. تعيين جنسيت از طريق ملامسه كردن كمر : اگر كمر را حس كنيم در ماده خم خواهد شد و در نر خم نمي شود .
3. روش سوزن و نخ : يك سوزن و نخ پلاستيكي را گرفته و آن را به گونه اي مي گيريم كه نخ و سوزن در يك امتداد باشند و در فاصله يك سانتيمتري دمگاه پرنده قرار مي دهيم اگر پرنده ماده باشد سوزن به جلو وعقب مي رود .
4. روش آندوسكوپي : از دستگاه آندوسكوپي در اين روش استفاده مي شود .
5. روش كاريوتيپ كوروموزومي : در اين روش از يك قطره كوچك خون استفاده مي شود كه با نقشه كشي كوروموزومي تعيين جنسيت مي شوند .
6. تعيين سن پرنده به وسيله قزحيه چشم : زير 6 ماه قزحيه كاملاً تيره است و پس از آن از رنگ تيره به خاكستري روشن مي گرايد در 6 ماه دوم سفيد خاكستري فام خواهد بود و از آغاز سال سوم تا پايان آن سال رنگ زرد روشن خواهد بود – بعد از سه سال بايد به منقار ،‌پا و قيافه ي پرنده دقت كرد .
7. مشهورترين كاسكوهاي جهان : 1. الكس : 150 كلمه انگليسي صحبت مي كرد ، شمارش اعداد كوچك ، تشخيص رنگ ها و اشكال هندسي از توانايي هاي او بود . 2. پرودل : 800 كلمه ، جملات فراوان حاوي 21 كلمه را تكرار مي كرد 3 . نكيسي : 950 كلمه حرف مي زد .


جويدن يا کندن پرها

شروع بیماری از زیر سینه اغاز می شود یعنی طوطی شروع به کندن پرهای سینه می کند پس از مدتی سینه خالی از پر شده و طوطی سوراغ بالها و خواهد رفت. این بیماری بسیار رایج و خطر ناک است و پرها رویش مجدد نخواهند داشت چون فورا به وسیله طوطی جویده می شوند.

اغلب علل این حالت که پرنده پرهای خود را میکند ! سر رفتن حوصله . عدم آزادی عمل و تحرک کافی و ارتباط نداشتن است که بسیار مهم هستند و باید پیش گیری کرد یعنی نباید پرنده را تنها گذاشت و باید موجبات سرگرمیش را فراهم نمود جویدن پرها از جمله بیماریهایی است که تعدادی از طوطی ها به علتهایی که اشاره شد بدان مبتلا می شوند. بطور قطع ایجاد این وضعیت در پرنده ریشه ای روحی و روانی دارد که آنرا می توان با جویدن ناخن در انسان مقایسه کرد اما این بیماری کندن و جویدن پرها فقط میان منقار کج ها یعنی طوطیان دیده میشود که به صورت انفرادی نزد انسان نگهداری می شوند. خصوصا طوطیان بزرگ

به نكات زير نيز توجه داشته باشيد:

وقتی شما به کاسکو غذای مناسب بدهید دچار اسهال نخواهد شد . اما اگر تغیه مناسب نداشته باشد زود اسهال

می شود. اگر مدفوع طوطی ابکی بود یعنی طوطی اسهال دارد . می بایست همیشه سفت و به رنگ سبز، سفید باشد. البته ممکن است میوه هایی مانند گیلاس رنگ مدفوع را اندکی قرمز بکند. و رنگ زرد در مدفوع نشانه عفونت و چرک در بدن می باشد.

کاسکو به خاطر اینکه در منطقه ای معتدل در افریقا زندگی میکند و هیچ رابطه ای با سرما و باد ندارند به همین خاطر سوز و سرما دشمن بزرگی برای سلامتی کاسکوی شما می باشد. هیچ گاه کاسکوی خود را در مجاورت باد قرار ندهید

نکته مهم دیگر تغذیه پرنده است . هرگز به طوطی خود خصوصا کاسکو غذای چرب ندهید با خوردن کمی غذای روغن دار دچار اسهال خونی خواهد شد که در نهایت منجر به مرگ پرنده می شود. وهمچنین غذاهای نمک دار دشمن سلامتی طوطی شما است.

تغذیه نادرست علت اصلی دولایه شدن و یا پوسته پوسته شدن نوک منقار کاسکو است.

پرنده ای که دچار اسهال خونی شده باشد پرونده زندگیش در حال بسته شدن است. با مشاهده علایم بیماری فورا به دکتر دامپزشک متخصص مراجعه کنید.

کاسکوها احتیاجی به واکسن یا امپول ندارند فقط کافیست هنگام خرید یک پرنده سروحال را انتخاب کنید.




کبوتر
 
تاريخ پيدايش کبوتر بر روی زمین
كبوتر در اواخر دوران سنوزوئیک پا به عرصه وجود گذارد . طبق شواهد موجود در آن زمان فقط به یک شکل و یک رنگ یافت میشد(کبوتر چای). سپس در اثر مهاجرت به نقاط مختلف و تحت تاثير تغییرات و شرایط محیطی در نقاط مختلف زمین جهت سازگاری هر چه بیشتر با محیط اطراف خود ، جهشها و تغییراتی در ساختار ژنتیکی این پرنده پدید آمد مانند تغيير رنگهای مختلف کبوتر که در محیطهای مختلف بنا بر شرایط آن منطقه (گرما یا سرمای هوا یا ازدیاد شکارچی) پدید آمد. مثلا رنگ روشن(سفید)این حیوان در مناطقی که شکارچی کمتر وآب و هوای محیط مناسبتر و گرمتر بوده پدید آمده است و رنگ تیره این حیوان بدلیل زندگی پرنده در محیطهایی که از نظر آب و هوایی سرد و یا شکارچی در آن منطقه فراوان است شكل گرفته است. پرنده با رنگ تیره می تواند از دید صیادان مخفی مانده و خود را بهتر استتار نماید که تمام این تغییرات در مدت زمان مدیدی توسط ژنهای کنترل کننده صفات این حیوان پدیدآمده است.

كبوتر چگونه نام گذاري شد؟
کبوتر پرنده ای است از خانواده Columbiforms که به دو صورت وحشی واهلی یافت می شود ورنگ ها ونژادهای مختلفی دارد که معروف ترین آن ها کبوتر خانگی وکبوتر صحرایی است . نام علمی کبوتر خانگی Clumba domestica است که در زبان انگلیسیDove وPigeon ودر زبان فرانسه Pigeon و Colombe نامیده می شود . نام علمی کبوتر صحرایی ، Columba Livia است که نام انگلیسی آن Wild Pigeon ونام فرانسه أن Biset یا Pigeon Sauvage می باشد . به این پرنده در زبان عربی ، حمام و در ترکی ، گورچین گویند . واژه کبوتر یک واژه اصیل فارسی است که از دو واژه کبود ( آبی ) وتر تشکیل شده است . در زبان سانسکریت به آن Kap^ota ودر زبان پهلوی به آن Kapotar می گفته اند . در فارسی محاوره ای متداول ، به کبوتر ، کفتر می گویند که مبدل کبوتر است ونام های محلی آن در کردستان و کرمانشاه کوتر ، کموتر و در بعضی نقاط جنوب کپتر و کبتر است . در فرهنگ لغتنامه دهخدا ، نام های زیر به این پرنده نسبت داده شده است : کفتر ، کبتر ، حمام ، حمامه ، نامه بر، کوتر ، عفد ، فاخته ، سعدانه ، صلصله وبالاخره ورقاء .

بررسي كبوتر از نظر رده بندي علمي:
کبوتر در رده بندی علمی جایگاه زیر را دارد : Charadi Formes راسته Order Columbida زیر راسته Sub - Order Columba جنس Genus Livia Domaestica گونه Species قابل ذکر است که جمع آوری اطلاعات در مورد گونه های کبوتر ، با توجه به فراوانی آن ها واختلاف صفات ، رنگ ها وشکل آنان ، کار چندان آسانی نیست چرا که آمیزش گونه های مختلف با هم ، بسیار رواج دارد واین آمیزش ها باعث پدید آمدن گونه های جدیدتر شده است برخی معتقدند که انواع کبوترها ، از هزارگونه نیز بیشتر است .

بررسي تاریخ اهلی شدن کبوتر:
تاریخ دقیق پیدایش کبوتر وزمان اهلی شدن واستفاده از آن در جنگ و صلح به درستی معلوم نیست ، ولی آن چه مسلم است این است که از سه هزار سال قبل از میلاد مسیح ، کبوتر در مصر وجود داشته و فراعنه مصر ، به عنوان پیک از آن استفاده می کردند وحتی آن را پرنده ای مقدس می دانستند . یونانی ها هم چندین هزار سال قبل از میلاد از کبوتر به عنوان قاصد استفاده می کردند ونام قهرمان هاي ورزش های المپیک را به پای آن ها می بستند وبه وطن شان می فرستادند . پس از مصر ، ایران ، چین ، یونان و روم از قدیمی ترین مراکز پرورش وتربیت کبوتر در اعصار گذشته بوده اند . تاریخ نشان می دهد که کورش کبیر ، برای ارسال اخبار محرمانه به نقاط مختلف کشور پهناور خود ، کبوترانی در اختیار داشته و جولیوس سزار ، امپراتور روم ، اولین کسی بوده که برای فتح گال ( فرانسه امروزی) از کبوتران نامه بر استفاده کرده است . دریانوردان فنیقی وقبرسی ، در هنگام سفر کبوترها را با خود می بردند و پس از رسیدن به مقصد ، آن ها را با نامه هایی به محل سکونت خود می فرستادند ، تا خانواده هایشان را از وضعیت وتاریخ بازگشت خود مطلع سازند . در کشورهای یاد شده ، پرورش متراکم کبوتر متداول بوده ، بشر با ساختن برج هایی ، که امروزه کبوترخانه نامیده می شود و حفره های زیادی دارد ، کود این پرنده را جمع آوری می کرده است ، این رسم هنوز در کشور ما متداول است .

کبوتر پراني در ایران :
کبوتر پراني یکی از بازی های سنتی ایرانیان به شمار می رود و این بازی منحصراً به مردان اختصاص داشت و امروزه نیز در اکثر شهرهای ایران هنوز هم رواج دارد . اصولاً کبوتر پراني در ایران به دو شکل مختلف انجام می شود : شکل اول رقابت بازیکنان بوسیله کبوتران در حین پرواز و شرط بندی بین صاحبان کبوتر است . در این روش کبوتر باز می کوشد کبوتران حریف را در حین پرواز به بام خود بکشاند و آن ها را تصاحب کند . شكل ديگر آن به اين صورت بوده كه در يك مسابقه كبوتر پراني در مسافت زياد، كبوتري كه زودتر از ديگر كبوترها به مقصد بازگردد پيروز ميدان مي شده.


کبوتر های اصیل ایرانی
اصلیت نژاد این کبوتران برگرفته از نژاد کبوتران چای است.کبوتران ایرانی در مناطقی زندگی می کرده اند که در آنجا تقریبا غذا به مقدار کافی یافت می شده است و در محیطهایی نسبتا پایدار از نظر آب وهوایی می زیسته اند. در شرایطی که شاید شکارچی کمتری در کمین آنان بوده و برای آشیانه سازی نیاز کمتری به استتار داشته اند و نيز برای یافتن غذا نیاز به پرواز مسافتهای طولانی نداشته اند.در نتیجه رنگ روشن (رنگهای متمایل به سفید) بیشتر در این کبوتران دیده می شود. (بالعکس کبوتران مسابقه) همچنین در اثر زیستن در این شرایط بدیهی است که از هوش کمتری نسبت به انواع مسابقه برخوردارند. زیرا ژنهای آنان در طول سالیان دراز متاثر از محیط اينگونه رشد كرده اند. این کبوتران معمولا بالارو هستند وپرواز در اوج آسمانها را دوست دارند. به راحتی طعمه پرندگان شکاری می شوند. و در رنگهای مختلفی دیده می شوند.این کبوتران در ایران به كبوتران تهرانی معروفند.


جایگاه و محل نگهداری کبوتر
جایگاه نگهداری کبوترها بسیار متفاوت می‌باشد و برحسب محل نگهداری آن‌ها در منازل، پشت بام‌ها و یا برج‌های مخصوص در مزارع متغییر است، ولی به هرحال این جایگاه به صورت یکی از اشکال زیر می‌باشد:
۱. در صورت نگهداری کبوتر در خانه، معمولاً جایگاه آن‌ها را از قفس‌های چوبی، فلزی، جعبه‌های حلبی، سنگ‌های ساختمانی و یا چیزی نظیر آن می‌سازند. این جایگاه‌ها معمولاً کوچک بوده و برای یک تا دو جفت پرنده ساخته می‌شود.
۲. کبوترهایی که بر روی پشت بام‌ها و یا در مزرعه نگهداری می‌شوند. در قفس‌های بزرگی که از چوب یا فلز و یا حلبی ساخته شده، جای داده می‌شوند. این قفس‌های بزرگ معمولاً دارای یک یا چند در کوچک یا بزرگ است که به کبوترها اجازه ورود و خروج می‌دهد و گاهی اوقات آشیانه‌های کوچکی به اندازه ۴۰×۵۰×۴۰ سانتی‌متر برای هر دو جفت کبوتر در داخل آن تعبیه می‌شود. اندازه قفس‌های بزرگ معمولاً ۳×۲×۲ متر است که گنجایش ۵۰ جفت کبوتر را دارد.


دسته بندي كبوتران:

کبوتران را ميتوان به سه گروه تقسیم كرد:
کبوتران وحشی (چاهی ـ صحرایی)
کبوتران خانگی
کبوتران نامه بر

کبوتران وحشی
دسته‌ای از کبوتران هستند که به صورت گروهی در شهرها و حومه شهر دیده می‌شوند و بعد از بلوغ (حدود ۸ تا ۱۲ ماه پس از تولد بسته به نژاد) با انتخاب جفت، زادوولد حیرت انگیزی می‌کنند که در نوع خود جالب است. عموماً کبوتران وحشی، خاکستری و گاه سیاه خاکستری هستند که با آمیخته شدن با نسل کبوتران خانگی که وحشی شده‌اند، اینگونه کبوتران را با تلفیقی از رنگ‌های کبوتران وحشی و خانگی می‌توان شناخت. مانند همه گونه‌ها ۲ تخم می‌گذارند و بعد از ۱۴ تا ۱۹ روز (بسته به شرایط محیط) جوجه‌ها به دنیا می‌آیند و تا دو روز از نوعی شیر مخصوص (پرنده محتویات معده را که کاملاً آسیاب شده و با آب مخلوط کرده، به نوعی شیره تبدیل می‌کند) جوجه‌هایش را تغذیه می‌کند. نوع نر پرنده، معمولاً بزرگ تر به لحاظ جثه و حجم جمجمه از نوع ماده، قابل شناسایی است. نوع ماده با جثه‌ای کوچک‌تر و نوکی درازتر از نوع نر قابل شناسایی است.

کبوتران خانگی
از قدیم از پرندگان خانگی بوده و دارندگان این حیوان را کبوتر باز می‌گویند. کبوتران خانگی به علت تغذیه مناسب و شرایط استراحت گاه (از لحاظ جثه) از همنوعان وحشی خود بزرگ ترند. کبوتران خانگی را معمولاً آموزش می‌دهند تا خانه صاحبش را مرگز قطب نمای درونی خود قرار دهد و جلد شود. از این غریزه ذاتی برای آموزش آن‌ها استفاده می‌شود و مسابقاتی نیز برای محک زدن این قدرت بر گزار می‌شود که معمولاً کبوتران بازنده به صاحب کبوتران برنده می‌رسند. برای جلد کردن کبوتر، معمولاً پرهای کبوتر را (به غیر از شه پر) می‌برند (قیچی می‌کنند) و مدتی بسته به خصوصاً نژاد حیوان نگهداری می‌کنند تا قطب نمای درونی حیوان تغییر مرکز داده و خانه جدید را مرکز قطب نما کند. کبوتر بازان خاطرات فراوانی از کبوترانی دارند که بعد از سال‌ها به خانه قبلی خود بازگشته‌اند و هیچ‌گاه این قطب نما تغییر نکرده‌است. اساساً نژاد کبوتران اصیل را در ظاهر و جمجمه و میزان وفاداری (جلد بودن) به اولین خانه می‌دانند.

کبوتر نامه بر
و نوع هستند از لحاظ جثه که گونه اول جثه‌ای بسیار بزرگ تر از کبوتران چاهی و خانگی دارد که پاهای بزرگ و قرمز شفاف از ویژگی‌های خاص این نوع است که رفته رفته در خطر انقراض قرار گرفته‌است. گونه دوم کاملاً شبیه به کوتران وحشی است که فقط توانایی دوقطبی بودن را دارد. یعنی حیوان بر اثر آموزش توانایی دارد که دو نقطه جغرافیایی را مرکز قطب نمای خود قرار داده و از یاد نبرد.
کبوترها لانه خود را بر درخت و یا روی زمین و یا در ساختمان‌ها می‌سازند. به ندرت اتفاق می‌افتد کبوترها درون تنه درختان، یا داخل سوراخ‌های زمین آشیانه بسازند. طرز لانه ساختن آن‌ها بسیار ساده‌است. کبوترهای ماده حداکثر ۲ و حداقل یک تخم می‌گذارند، رنگ تخم بیشتر کبوترها سفید است.
کبوترخانه
کبوترخانه‌ها یا کفترخانه‌ها ساختمانهایی کهن هستند که معمولا‍ْ به شکل استوانه ساخته می‌شده‌اند و برای گردآوری کود کبوترها و دیگر پرندگان جهت مصارف کشاورزی ساخته می‌شده ‌است. ساخت چنین بناهایی در اصفهان و یزد و پیرامونها اين شهرها معمول بوده‌است. کبوترخانه‌های کوچک و بزرگ ایران به حسب اندازه میان هزار تا ۴۰ هزار کبوتر را در خود جای می‌دهند.
شاردن جهانگرد فرانسوی که در روزگار صفوی از ایران دیدن کرده است می‌نویسد:
"به باور من ایران کشوری است که بهترین کبوترخانه‌های جهان در آنجا ساخته می‌شود ... این کبوترخانه‌های عظیم، شش بار بزرگ‌تر از بزرگ‌ترین پرورشگاههای پرندگان ماست. در پیرامون اصفهان بیش از ۳۰۰۰ کبوترخانه شمرده اند."

غذا و مکان زندگی کبوتر
منابع غذایی مورد نیاز این پرنده معمولا از دانه های گیاهی تامین می گردد.دانه هایی مانند:گندم، جو، سویا، ذرت و... ویتامینهای مورد نياز كبوتر نيز عبارتند از: A-B-D-E-K است. همچنين برای هضم غذا به نرمه ریگ یا خاک(املاح معدنی)نیاز دارد. مکان زندگی معمولا برای کبوتران تزئینی و گوشتی باید محدوده ای باشد که آفتاب درآنجا تابیده و کبوتر غریبه به درون آنان وارد نشود. زیرا آنان قدرت زیادی برای پرواز ندارند و مکانی که نسبتا آفتاب به آن مي تابد و كبوتران در آنجا بتوانند آفتاب بگیرند برای آنها کافی است.ولی کبوتران مسابقه علاوه بر شرایط فوق باید محلی برای رفت وآمدبه خارج از لانه داشته باشند و چیزی را که در این نوع کبوتر ها باید به خاطر داشته باشیم به دلیل رفت وآمد این پرنده به خارج از لانه و تماس آن به پرندگان آلوده حتما باید اين كبوتران را به موقع واکسیناسیون نمود وحتی الامکان لانه آنرا هر ۲ ماه یکمرتبه با مواد ضد عفونی کننده مانند وایتکس(بصورت۱۰٪)ضد عفونی کرد.

بررسي نژادهاي مختلف كبوتر:
- نژادهای تزئینی(fancy pigeon):این نژادها بدلیل زندگی در شرایطی که هیچ خطری آنان را تهدید نمی کرده (شرایط نگهداری توسط انسان نه در شرایط طبیعی محیط) و منابع غذائی همیشه در اختیار آنان بوده به تولید مثل پرداختند و در طی مدت زمان درازی به کبوترانی با شکل و شمایل زیبا و رنگهای مختلف تبدیل شده اند. معمولا این حیوانات توانائی پرواز و جهت یابی اندکی دارند
- نژادهای گوشتی: این نژادها نیز مثل مورد فوق در شرایط نسبتا مناسب و پایداری می زیسته اند و انواع و اقسام مواد غذایی در اختیار آنان بوده در نتیجه به پرندگان تنومند تبدیل و معمولا به رنگ سفید دیده شده و توانایی پرواز آنان بسیار بسیار اندک است .
- نژادهای مسابقه اي(racing pigeon) : این نژادها احتمالا در گذشته در مناطقی با شرایط آب و هوایی سخت زندگی ميكرده اند و مجبور به مهاجرت به مناطق مختلف در طول سال بوده اند و به تدریج ژنهای کنترل کننده حواس آنان تغییر یافته و آنان قدرت جهت یابی فوق العاده ای نسبت به دو مورد قبلي پیدا کرده اند اغلب رنگ این پرندگان تیره یا متمایل به تیره است . لازم به ذکر است تمام نژادهای مذکور از کبوتر چای بوجود آمده اند نژادهای تزئینی معمولا در کشورهای اروپایی دوستداران کمتری نسبت به انواع مسابقه ای آن دارند .نژادهای مسابقه در کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا، آلمان، کانادا و... یافت می شوند و هر ساله مسابقات بزرگ و شرط بندیهای هنگفتی بر روی این پرندگان انجام گرفته و این کبوتران را با قیمتهای بسیار گزافی به فروش می رسانند .


ویژگیهای رفتار شناسی
اين پرنده را می توان طبق نظر شخصی خود تربیت نمود مثلا با ایجاد صدای مخصوص و دادن دانه به پرنده میتوان او را شرطی نمود و پس از مدتی حتی با ایجاد صدا و عدم وجود دانه پرنده به محرک پاسخ می دهد که به این کار شرطی شدن کلاسیک می گو یند. حال می توان پرنده را با انجام دادن کاری تشویق و یا تنبیه نمود. مثلا با انجام عملی از سوی پرنده با دانه دادن به وی او را تشویق کرد و یا با سرزدن عملی از حیوان آنرا تنبیه نمود. بدین وسیله پرنده خواهد آموخت که در صورت تشویق آن کار را دوباره انجام دهد و در صورت تنبیه به ندرت آن عمل را انجام خواهد داد. به این عمل شرطی شدن فعال میگویند.
رفتار حل مسئله:
در این نوع یادگیری پرنده می آموزد که در صورت روبرو شدن با وضعی که تا بحال با آن برخورد نداشته است تجربیات گذشته خود را با یکدیگر تطبیق داده و آن عمل را به نحو احسن انجام دهد. مثلا کبوتران مسابقه هنگامی که به راههای دور برده می شوند با اين كه تا آن لحظه برگشتن از این راه را تجربه نکرده اند ولی با کنار هم گذاشتن تجربه های گذشته خود و اطلاعات ژنتیکی (غریزی) که در آنان وجود دارد و همچنین با استفاده از حس برتر و تجزیه و تحلیل امواج مغناطیسی زمین و انواع بوها می توانند بسرعت جهت یابی کرده و راه خود را بیابند.

خواص دارويي بروكلي
  خواص دارويي بروكلي

بروكلي (broccoli ):
بروكلي از سبزيهايي است كه بهترين فصل آن پاييز و زمستان است و منبع خوب ويتامين c و فيبر است. ساقه بروكلي بايد سفت بوده و سر آن بنفش يا سبز تيره باشد. غنچه هاي آن بايدبه صورت بسته باشد و گلهاي آن زرد نشده باشد. بوكلي را مي توانيد 3 روز يا بيشتر در يخچال نگهداري كنيد. قبل استفاده از بوكلي را خوب با آب بشوييد و برگها و ساقه هاي سفت آن را جدا كنيد و ساقه هاي نازك و گلهاي كوچك آن را خرد كرده و استفاده كنيد.
بروكلي را مي توانيد به صورت پخته و خام مصرف كنيد. آن را به مدت 12ـ 8 دقيقه در آب جوش بپزيد و باآب ليمو و جعفري ميل كنيد.
ـ بركلي شما را از سرطان سينه محافظت مي كند:
برخي از سبزيها مانند بروكلي، حاوي ماده ضد سرطان سينه است.
پزشكام مي گويند كه سبزيهاي برگدار(مانند بروكلي و كلم پيچ)به شكل طبيعي حاوي ماده شيميايي سلفورافان است كه از رشد و افزايش سلولهاي سرطاني در سينه جلوگيري مي كند.
محققان معتقدند كه مواد موجود در كلم بروكلي بدون ايجاد اختلال د رساز و كار سلولهاي طبيعي، سلولهاي سرطاني را(در 2 نوع سرطان تخم دان و لوزالمعده) از بين مي برد.
بر اساس نتايج پژوهشي در فرانسه، ماده اي در كلم بروكلي وجود دارد كه باكتريهاي معده را از بين مي برد. دانشمندان مي گويند كه يكي از راههاي خوب برايپيشگيري از ابتلا به بيماريهاي معده و روده( به ويژه در كشورهاي د رحال توسعه) خوردن كلم بروكلي است.
خواص دارويي جو
  خواص دارويي جو
جو گياهي است يك ساله كه ارتفاع ساقه استوانه اي آن بسته به ارقام مختلفه از 100 ـ 40 سانتي متر فرق مي كند.
خواص جو:
جو به طور كلي در طب سنتي به سه صورت مختلف استعمال مي شود:1)جوي كامل كه دانه با سبوس روي آن باشد و فقط دنباله آن را كنده باشند. 2)جوي مقشر يا پوست گرفته كه عملاً قسمتي از پوست آن گرفته شده است. 3)جوي سفيد كرده كه تمام پوست و سبوس آن را گرفته و به صورت جوي سفيد درآمده باشد كه در اصطلاح به آن جوي مرواريدي مي گويند.
جوي كامل معمولاً براي تهيه غرغره ها به كار مي رودو در ساير موارد از جوي مقشر يا جوي كاملاً سفيد استفاده مي شود.
مالت جو كمك به هضم غذا مي كندو مغذي است و سينه را نرم مي كند، براي معالجه سوء هاضمه تجويز شده است.
خوردن دانه جو تشنگي را فرو مي نشاند. تب را برطرف مي كند و به عنوان مقوي و تونيك عمل مي كند. و مالت در هضم غذاهاي نشاسته اي خيلي كمك مي كند و براي كاهش ترشح شير كاربرد دارد. جو از نظر طبيعت طبق نظر حكماي سنتي سرد و خشك است و مواد مغذي آن از گندم كمتر است، ولي قابض و خشك كننده است. غليان صفرا و خون را تسكين مي دهد و تب هاي گرم و تب هاي سل را تقليل مي دهد. مضر مثانه است، از اين نظر بايد با روغن و انسيون خورده شود.
اگر جو مقشر را بپزند به حدي كه جوها شكفته و خوب پخته شوند، ولي آن را نمالند و آن را صاف كرده و سردش كنند ماءالشعير به دست مي آيد؛ ماءالشعير سرد و تر است. مسكن حدت خون، صفرا، اخلاط سوخته و تب ها و امراض گرم است. حرارت باطني را تسكين مي دهد و حرارت كند و عطش مفرط را فرو مي نشاند و براي سل، زخم هاي ريه، ذات الجنب، سردرد گرم و امثال اينها نافع است.
زود هضم مي شود، مولد خون صالح است و به اصطلاح خونساز است ولي معده را سست مي كند. براي آلات داخل شكم اشخاص سرد مزاج مضر است و نفاخ. از اين نظر بايد گل قند خورده شود و در مواردي كه شكم بسته است، خوردن ماءالشعير جايز نيست، و جمع بين ماءالشعير سكنجبين نيز جايز نيست. اگر ماءالشعير با نصف وزن جو آن، خشخاش كوبيده مخلوط و مانند حريره شود، براي سردرد گرم مفيد است و با عناب، سپستان، انجير و پرسياوشان براي درد سينه و سرفه مجرب است.
شيره جو كه آن را كشك الشعير گويند سرد مايل به خشك است و غليظ تر از ماءالشعير است و براي اسهال صفراوي و مزاج هاي گرم مفيد است و غرغره با آن براي ورم گلو و درد گلو نافع است.
ضماد و آرد جو رادع است، ورم هاي سخت را تحليل مي برد، دمل هاي گرم را سر باز مي كندو به تنهايي و يا مخلوط با هم وزن آرد جو و تخم پنيرك، براي سل، ذات الجنب، ورم هاي زير بغل، سينه، پستان، پشت گوش و ساير اعضا مفيد است و ضماد آن با ريوند چيني براي ورم هايي كه حرارت آنها در كمال حدت نباشد، بسيار نافع است و با سركه براي ورم هاي صفراوي و مخملك مفيد است. اگر آرد جو نباشد، جو مقشر را با آب و يا عصاره برگ هاي مناسب ساييده و استفاده كنيد.
ضماد آرد جو با آب براي نقرس گرم و با آب گشنيز تازه براي تحليل خنازير و ورم هاي گرم سفت و ورم گلو نافع است.
آب پخته جو با سركه براي جرب و خارش و آب برگ كاهو و نظاير آن براي سردرد، ورم چشم، باد سرخ و محكم كردن عضو شكسته نافع است. خوردن آرد جو با شكر غذاي خوبي براي اطفال و مسكن عطش و التهاب است.
نان جو ثقيل الهضم و سنگين است و نفاخ. اگر خمير آرد جو را بگذارند كه ترش شود و در دوغ حل كنند و يك شب بگذارند بماند و بخورند براي تسكين غليان خون صفراوي، تشنگي مفرط، قي صفراوي، تب هاي گرم، اسهال صفراوي و خارش بسيار مفيد است.
جو براي سرد مزاجان مضر است از اين نظر بايد با شكر خورده شود.
نگاهي به تحقيقات علمي جديد در مورد خواص درماني جو:
جو از روزگاران كهن هميشه به عنوان بسته اي از تركيبات دارويي مفيد براي بيماران قلبي و يبوست و ديگر اختلالات هاضمه و احتمالاً سرطان شناخته شده است.
جو به عنوان دارويي براي عروق قلبي:
جو، به نظر مي رسد كه از چند طريق در كاهش كلسترول مؤثر است. يكي اين است كه شبيه داروهاي شيميايي ضد كلسترول بازار، در مكانيسم ساخت كلسترول در كبد دخالت كرده و كلسترول را كاهش مي دهد. محققان وزارت كشاورزي آمريكا در مركز تحقيقات ماديسن سه تركيب جداگانه در جو كشف كرده اند كه قابليت كبد در ساختن كلسترول نوعldl را مهار مي كند.(ldl جزوي از كلسترول است كه مضر بوده و به رگ هاي خوني آسيب مي رساند و منجر به حمله هاي قلبي مي شود.)
در آزمايشي خوراندن جو به خوك موجب شده كه كلسترول خون خوك تا 18 در صد پايين بيايد و بدن ترديد، جو در كاهش كلسترول خون انسان نيز مؤثر است. تحقيقات دكتر روزماري نيومن استاد دانشگاه موتانا كه بر روي عده اي از مردان داوطلب انجام شد، نشان داد كه خوردن جو به صورت نان، دانه پخت و كيك كلسترول خون آنها را به ميزان محسوسي پايين آورده است.
اين گروه پس از6 هفته هر روز سه بار با غذاي خود از خوراكي هاي جو استفاده كرده اند و پس از 6 هفته كلسترول خون آنها 15 در صد كاهش يافته است.آزمايشها نشان مي دهد هر چقدر كلسترول خون بيشتر باشد، تأثير رژيم جو در كاهش آن بيشتر است
در آزمايش فوق گروه ديگري كه طي همان مدت 6 هفته از آرد گندم يا سبوس گندم به جاي جو استفاده كرده بودند، هيچ كاهشي را در كلسترول خون نشان ندادند.
به نظر دكتر نيومن خاصيت كاهش كلسترول در خون، حداقل قسمتي مديون وجود مواد بتاگلوكان محلول در آن است. مواد بتوگلوكان الياف صمغي هستند كه به خصوص در جو و يولاف(جو دو سر) به صورت قابل حل در آب حل مي شود. اين مواد نه فقط در پوسته نازك خارجي بلكه در داخل مغز دانه جو نيز وجود دارد.
دكتر نيومن در حال حاضر با همكاري گروهي از دانشمندان سوئدي دست اندر كار اجراي تحقيقاتي هستند كه معلوم كند كدام واريته جو از اين نظر بهترين هستند يعني كلسترول خون را بيشتر كاهش مي دهند.
آزمايش هايي كه در دانشكده پزشكي دانشگاه ويسكانسن شده نيز نشان مي دهد كه كپسول هاي حاوي روغن جو كه محتوي عواملي براي كاهش قابليت كلسترول سازي كبد هستند، به اشخاصي كه پس از انفاركتوس عمل جراحي قلب كرده اند داده شده، موجب كاهش كلسترول خون آنها در حدود18ـ 9 در صد شده است.
جو به عنوان ضد سرطان:
دكتر چارلز اسون، دانشمند و كارشناس تغذيه در دانشگاه ويسكانسن، معتقد است كه در دانه هاي گياهان،مواد شيميايي ضد سزطان وجود دارد و دكتر ترول، يكي از صاحب نظران در رشته علوم تغذيه، نيز اين نظريه را تدييد مي كند. دكتر ترول مي گويد مواد شيميايي معروف به مهار كننده هاي پروتئاز كه در دانه هاي گياهي از جمله در جو وجود دارند، عوامل موجب سرطان را در بستر روده ها سركوب مي كنند و به اين دليل جو در رديف مواد ضد سزطان قرار دارد.
جو براي رفع يبوست:
گروهي از دانشمندان معتقدند جو براي يبوست بسيار مفيد است. در آزمايشاتي كه انجام دادند به اين نتيجه رسيدند كه هر چه بيشتر آرد جو را تصفيه كنند، يعني بيشتر سبوس آن گرفته شود اثر شفابخش آن كمتر مي شود. بهترين راه اين است كه جو با سبوس كامل به صورت آرد يا بلغور جو مصرف شود.
جو سفيد كرده كه اغلب در فروشگاه ها عرضه مي شود، داراي آثار شفابخش كمتري به خصوص در رفع يبوست است. ولي به هر حال جو پوست كنده و بدن سبوس نيز از نظر مبارزه با بيماري هاي قلبي تا حدودي مفيد است.
دانشمندان دانشگاه ويسكانسن توصيه مي كنند براي اين كه از حداكثر خواص جو استفاده شود، حتي الامكان آرد كامل آن تهيه و مصرف شود، يعني سبوس آن هيچ گرفته نشود زيرا تركيبات ضد كلسترول جو بيشتر در پوسته خارجي يعني در سبوس جو قرار دارد.
ـ بر اساس نتايج پژوهشهاي جديد، جو الياف غذايي ذوب شونده زيادي دارد و ميزان كلسترول بالاي خون را بسيار كاهش مي دهد. كلسترول بالا ميزان خطر بيماري قلبي را افزايش مي دهد. پژوهشگران خوردن روزانه جو را توصيه مي كنند.
دوستت دارم‌ ويتامين من!
  سايت قناري مقدم شما را گرامي ميدارد


دوستت دارم‌ ويتامين من!
رژيم- پريا حسامي:
در اواخر دوران بربريت مدرن بود كه بيماري بري‌بري براي اولين بار توسط «فونك» ضربه فني شد.
فونك با اعتقاد به اصل «از آب كره بگير» توانست از پوستة برنج، ماده‌اي كريستالي به‌دست بياورد كه بيماري بري‌بري را «برو بيرون» مي‌كند يعني از بدن بيرون مي‌كند. او نام اين مادة عجيب را «آمين حياتي» (Vite amin) گذاشت و كلمة ويتامين از همين‌جا گرفته شده است.
ويتامين‌ها عناصري هستند كه بدن براي انجام فعاليت‌هاي حياتي خود به آن احتياج دارد اما قادر به ساختن آن‌ها نيست و بنابراين بايد آن‌ها را از طريق تغذيه به دست بياورد.
مصرف ويتامين‌ها آن‌قدر ضرورت دارد كه يكي از ويتامين‌شناسان بزرگ مي‌گويد: «اگر انسان ويتامين‌ها را مصرف نكند بيمار مي‌شود؛ اما اگر ديگر عناصر مورد نياز خود را مصرف نكند، فقط دچار ناراحتي مي‌شود.» البته همين تأكيد بر ضرورت مصرف ويتامين‌ها، تصورات اشتباهي را هم دربارة آن‌ها به وجود آورده است.
مثلا عموم مردم فكر مي‌كنند همة ويتامين‌ها بر همة بيماري‌ها و نارسايي‌ها تأثير مثبت دارند. اتفاقا ‌در اين مقاله، حرف اصلي اين است كه فكر نكنيد همة ويتامين‌ها براي همة بيماري‌ها و نارسايي‌ها مناسب‌اند. فكر كنيد كه براي هر نوع نارسايي و بيماري، ويتامين هماهنگ با خودش كاربرد دارد و حتي فكر كنيد بعضي از ويتامين‌هاي ناهماهنگ مي‌توانند بعضي از اختلالات را تشديد كنند.
ادامة حكايت كشف ويتامين‌ها و شكل‌گيري ويتامين درماني:
لينوس پالينگ كه دو بار برندة جايزه نوبل شده بود، در سال 1968 از روشي به نام «پزشكي اورتو ملكولر» سخن گفت. «اورتو» به معني ايده‌آل و بهترين است. قدم اول او كه انعكاسي جهاني يافت، تأكيدش بر مصرف مقدار زياد ويتامين ‍C براي جلوگيري از سرماخوردگي بود. اين، تنها قدم اول بود.
در قدم‌هاي بعدي، درمانگران اين روش، به درمان ديگر بيماري‌ها به وسيلة ويتامين‌هاي مختلف پرداختند. از بيماري‌هاي جسمي گرفته تا اعتيادهاي مختلف و حتي بيماري‌هاي رواني و عصبي. اورتوملكولرها براي شيوة درماني خود به چند دليل استناد مي‌كردند.
اول اين كه رودة بسياري از انسان‌ها، به دليل زندگي متمدن، در شرايطي قرار گرفته است كه قادر به جذب ويتامين‌ها نيست، بنابراين بايد ويتامين‌ها را به صورت مصنوعي به خورد بدن داد.
دوم اين كه مغز انسان براي عملكرد مطلوب خود به انواع ويتامين‌ها نياز دارد و بسياري از بيماري‌هاي رواني و ذهني، به دنبال كمبود برخي از ويتامين‌ها به وجود مي‌آيند. سومين دليل هم اين بود كه با تغيير ميزان تراكم عناصر موجود در بدن انسان مي‌توان به بيماران كمك كرد.
لازم به ذكر است كه در روش مگاويتامين، بر تجويز بعضي از ويتامين‌ها مانند ويتامين C و B3 و در مواردي ويتامين A و B و E تأكيد بيشتري مي‌شود.
در اين مقالة كوتاه، سعي داريم شما را با كليات‌ و نكات كاربردي‌تر و مهم‌تر «ويتامين درماني» آشنا كنيم. در ويتامين درماني براي هر بيماري و اختلالي تجويزي ويتاميني وجود دارد، اما در اين‌جا نمي‌خواهيم به همة بيماري‌ها و اختلالات اشاره كنيم و فقط بعضي از شايع‌ترين اختلالات را ذكر مي‌كنيم.
نسخه درماني فوق العاده
آدم طاس بايد 5 بار بوق بزند و يك بار آي بكشد.
دردهاي عصبي را با ويتامين «پ» فارسي (و نه انگليسي) مي‌شود تخفيف داد.
داروي فشارخون پايين «اسب» است.
بوي بد دهان را با «جيپس» مي‌توان رفع كرد.
اگر كسي خستگي اعصاب داشته باشد، بايد خود را با كلمة «بد» كه توسط يك فرد لكنت‌دار تلفظ مي‌شود درمان كند. نسخة او «بببد» است. كسي كه مي‌خواهد دوپينگ كند، كافي است با همين روش، كلمة بس را بگويد، يعني بگويد «بببس».
كساني كه لاغرند و مي‌خواهند وزن‌شان اضافه شود، دارويشان در الفباي انگليسي است.
آدم چاق را بايد لام سبيلش را كند.
كسي‌كه ريزش مو دارد، بايد با سه سوت بگويد «ب» اما بع نگويد چون در شأن گوسفندهاست.
درمان «زكام» در «داس» است.
بي‌اشتهايي را با «سبد» مي‌شود حل كرد و اشكال در رشد كردن را با «سِبد»
درمان قاعدگي دردناك به كمك «باده» صورت مي‌گيرد.
يبوست را با «كاسب» مي‌شود از بين برد
اگر دندان‌هايتان فقر ويتامين دارد راه‌حل در «عدس» است، اما نه عدس خوردني.
براي درمان آنژين بايد اسب را مثل دو ساله‌ها تلفظ كرد و گفت «ابس» (نه اشب). بقيه را هم ديگر خودتان حدس بزنيد.
رمز گشايي
اصطلاحاتي كه در بالا ذكر شد، همه واقعي بودند. اين اصطلاحات، تركيب ويتاميني درمان‌كننده را در مورد هر بيماري نشان مي‌دهند. بنابراين:
ويتامين‌درماني طاسي، اين است: ويتامين‌هايB1+B2+B3+B6+B+I (يعني 5 بار بوق بزند يك بار آي بكشد.)
دردهاي عصبي: B12+B6+B1 (وقتي سه تا ويتامين ب را با هم جمع كني، يك ويتامين پ فارسي به دست مي‌آيد يعني: ب+ب+ب = پ)
فشارخون پايين: اسب (يعني B1، C، A)
بوي بد دهان: جيپس (G.I.P.C)
خستگي اعصاب: بببد (B1. B3. B6. D)
لاغري: A. B. C. D. E. F(منتها Bآن شامل B1+2+3+6+1 است با اين توضيح كه B11، يعني كارنيتين از آن اشتهاآورهاست.)
چاقي مفرط C .E.B1. I (و اختصاصاً براي اضافه چربي: J)
ريزش مو: B2. B5. B8(ببب)
زكام: داس D.A.S
بي‌اشتهايي: سبد يعني11+8+2. C. A. B 1 D (مخصوصا اگر اين سبد خوردني پر از ويتامين B11باشد، چون B11معروف به ويتامين اشتهاست.)
قاعدگي دردناك: باده (B1+ 3+6 A. D .E)
يبوست: كاسب (يعني K A C B1+2+3+5+6)
فقط ويتامين دندان: عدس (A.D.C)
آنژين: ابس (A+B1+C)
دردهاي عصبي: B1. B6. B12 (يعني ويتامين پ فارسي چون ب+ب+ب مي‌شود پ)
اشكال رشد (سِِِبد، همان سبد منتها با لهجه... آره يعني B+A+D (كمپلكس). C+E
و اما ...... اين بار رمزها را مي‌گويم؛ اصطلاحات را خودتان پيدا كنيد!
پيري: B3 و E
فشار خون بالا: B2. B3. C2. E. I. J. P. B1 (كمي شبيه لاغري شد)
خشكي و سختي پوست: A. B1. B2. C. C2. P و كلا براي بيماري‌هاي پوستيB3 (البته B3 ضد اسهال هم هست)
تب: A. C
دوپينگ: C. B. B6.B3
ضد تهوع: B6(البته اگر تهوع شما ناشي از خوشي مسافرت هوايي يعني در هواپيما باشد B1مؤثر است.)
ضعف تغذيه: Bكمپلكس
كاهش حافظه: B1+B3
ورم پلك: B8. B2. C. A
سنگ كليوي: E. B13. B6
نفخ: B13(چون بي‌اش 13 است، فكر نكنيد كه نحس است بلكه نحسي معده را از بين مي‌برد)
كار فكري زياد: Bكمپلكس و C
ويتامين‌ها،متخاصم و متحد
اگر بدون توجه به اختلالات احتمالي و بدون داشتن بيماري خاص مي‌خواستيد ويتامين‌خواري كنيد، بايد به شما عرض كنم كه بعضي از ويتامين‌ها دوستان نابابي براي همديگر هستند. اگر آن‌ها را با هم وارد بدنتان كنيد، بايد منتظر باشيد كه كمي هم بي‌ادبي و بي‌تعادلي از خود نشان دهند...
از طرفي بعضي از ويتامين‌ها هم خيلي با همديگر سازگار و صميمي هستند. مثلا تركيب ويتامين‌هاي C+B3+P يك گروه دوستي است كه براي همة بزرگسالان توصيه مي‌شود.
حالا اگر در اين تركيب ويتامين J را جايگزين B3 كنيد، كارايي اين گروه دوستي تغيير مي‌كند و توانايي اصلي آن‌ها سم‌زدايي از كبد خواهد شد. گروه‌هاي سازگار و ناسازگار مختلفي بين ويتامين‌ها و مواد معدني و كلا ريز عنصرها وجود دارد.
البته گروه‌هاي دوستي فقط در ميان ويتامين‌ها با هم نيست بلكه چنين همخواني‌هايي ميان بعضي از ويتامين‌ها با بعضي از اسيدهاي آمينه يا مواد معدني هم وجود دارد. به عنوان مثال به گروه‌هاي دوستي زير توجه كنيد:
ويتامين Aاثر بخشي بيشتري با كلسيم، فسفر، منيزيم و سلنيوم دارد.
ويتامين B با كبالت، مس، آهن، منگنز و پتاسيم رفيق‌تر است.
ويتامينC علاقة بيشتري به كلسيم، مس، منيزيم، سلنيوم و سديم دارد. وقتي با آن‌ها است، كارهاي بيشتري از او برمي‌آيد.
ويتامين E كلسيم، آهن، منگنز، فسفر، پتاسيم، سلنيوم، سديم و روي را به عنوان هم‌گروه‌هايش ترجيح مي‌دهد و با آن‌ها بهتر مي‌تواند كار كند.
ويتامين، طبيعي يا مصنوعي
ويتامين‌ها به مقدار اندك در ميوه‌ها و سبزي‌ها و ديگر غذاهاي طبيعي وجود دارند. اما همين مقدار اندك، بسيار با اهميت‌تر و تأثيرگذارتر از ويتامين‌هايي است كه به صورت مصنوعي تهيه مي‌شوند. ويتامين‌هاي مصنوعي تأثير گذارند، اما ممكن است پيامدهاي منفي (هر چند ضعيف) را نيز به دنبال داشته باشند. بنابراين فقط وقتي از ويتامين مصنوعي استفاده كنيد كه ويتامين طبيعي در دسترس نيست.
نكته: اگر مجبور شديد از ويتامين مصنوعي استفاده كنيد، بد نيست در جعبة آن‌ها چند دانه برنج بگذاريد، چون برنج با جذب رطوبت، مانع از مرطوب و تخريب شدن قرص‌هاي ويتامين مي‌شود.
گرچه هر گردي، گردو نيست ولي هر ويتي، ويتامين است.
فكر مي‌كنيد چند نوع ويتامين وجود دارد؟ بيشتر مردم جوابشان به اين سؤال، ويتامين‌هاي A.B (از B1 تا B6و B12)و E. D.B . ا ست. ولي جواب درست به اين سؤال اين است: خدا مي‌داند چند نوع ويتامين وجود دارد اما تا زمان ما اين ويتامين‌ها كشف شده:
چندتايي كه بالا گفتم به علاوة PP .O. N. M. L. K. J. I. H. G. F، PH،U.T
از طرفي وقتي مي‌شنويم ويتامين B1تا B12فكر نكنيم كه از B1تا B12ويتامين داريم. در واقع ويتامين‌هاي B معروف‌تر عبارت‌اند از: B1 تاB12. B8. B10 B6 .
بنابراين عملا ويتامين B9 و B8 و B7نداريم. اما تعدادي ديگر از ويتامين‌هاي Bداريم كه به دليل ناتواني در امر تبليغات و نتيجتا مشهور نشدن، معرف حضور ما نيستند. مانند: BX. BT. BC. B17. B15. B13
دور نريزيد
اگر مي‌خواهيد ويتامين‌هاي خود را از ميوه‌ها و سبزيجات و غذاهاي معمولي تهيه كنيد (كه بهتر است همين كار را بكنيد مگر اين كه غذاهاي طبيعي در دسترس نباشد) چند گفته را ناگفته نگذاريم: سبزيجات را بعد از شستن، مدت زيادي در آب نگه نداريد تا ويتامين آن‌ها «زيادي كم» نشود.
سالاد را همان موقعي كه مي‌خواهيد بخوريد، درست كنيد مخصوصا‌ گوجه‌فرنگي را.
سبزي‌ها را با يك چاقوي تيز و تميز و در عين حال، كاري، برش بزنيد؛ چون ويتامين‌هاي AوC را در نتيجة ناشي‌بازي هنگام خرد كردن، از دست مي‌دهيد.
اگر نتوانستيد ميوه و سبزي را تازه‌تازه مصرف كنيد، توجه داشته باشيد سبزيجات و ميوه‌جاتي كه فورا منجمد شده‌اند، عناصر حياتي‌شان بيشتر از آن‌هايي است كه چند روز در يخچال مانده‌اند.
سبزيجات منجمد شده را همان‌طور در حالت منجمد بپزيد و سعي نكنيد اول يخ آن را ذوب كنيد.
غذاهاي تازه منجمد شده كاملا بهترند، اما غذاهاي منجمد هم كاملا از كنسرو شده بهتر هستند.
هر چه زمان پختن و آب غذاهاي حاوي سبزي، كمتر باشد، تأثيرگذاري ويتاميني آن‌ها، مؤثرتر است.
شيرهايي كه در بطري‌هاي بي‌رنگ هستند، در مقابل نور آفتاب ويتامين‌هاي A، D و B2 خود را از دست مي‌دهند. نان‌ها هم در برابر نور، مواد تغذيه‌اي خود را مي‌بازند.
موادي كه هنگام تهيه، برشته يا قهوه‌اي رنگ مي‌شوند، ويتامين كمتري دارند. همچنين اگر به ويتامين C و B1بيشتري احتياج داريد، در غذاي خودتان جوش شيرين نريزيد.
وقتي غذا را در ظروف مسي مي‌پزيد، ويتامين‌هاي E، C و اسيد فوليك آن‌ها از بين مي‌رود. در عوض ظروف آهني مي‌توانند آهن غذاي شما را بيشتر كنند (شوخي نمي‌كنم) ولي ويتامين C را از بين مي‌برند.






سایت قناری مقدم شما را گرامی میدارد


بزرگترين باغ پرندگان قاره آسيا در كرج
  سايت قناري مقدم شما را گرامي ميدارد


بزرگترين باغ پرندگان قاره آسيا در كرج

شهروند كرجي علاقه‌مند به طبيعت با جمع آوري 10 هزار گونه از پرندگان نادر و كمياب دنيا قصد دارد بزرگترين باغ پرندگان قاره آسيا را ايجاد كند.
به گزارش واحد مركزي خبر امير راد علاقه 25 سال خود را به عشق مبدل كرده و با سفر به 65 كشور دنيا هزاران گونه از پرندگان نادر را از سراسر جهان جمع آوري كرده و در مجموعه شخصي خود نگهداري مي‌كند.
وي عشق و علاقه خود به پرندگان را از زمان كودكي مي‌داند و مي‌گويد: همه پرندگان را در منزل خود نگهداري مي‌كردم و يك روز كه داشتم به پرنده‌هايم نگاه مي كردم تصميم گرفتم تمام پرنده هاي زيبا دنيا را در يك مجموعه جمع كنم تا همه از ديدن آن لذت ببرند.
وي گفت: تصميم گرفته ام با جمع آوري اين پرندگان زيبا و كمياب نمايشگاهي را احداث كنم كه به عنوان يك بانك اطلاعاتي براي دانشجويان و استادان دانشگاه براي تحقيق و پژوهش آنان مورد استفاده قرار گيرد.
او معتقد است با وجود نگهداري پرنده‌هاي زيبا و نادر بسيار در اين باغ، ويژگي چند پرنده، آنها را از ساير پرندگان اين باغ متمايز مي‌كند، يكي از اين پرنده ها غازهاي هاوايي هستند.
راد افزود: تنها 40 قطعه غاز هاوايي در جهان وجود دارد كه 3 پرنده از آن در اين نمايشگاه نگهداري مي‌شود.
وي گفت: جاكوبين يا كبوتر يال دار با 25 سانتي متر يال، از پرندگان نادري است كه در گذشته در سنگاپور مي‌زيست و هم اكنون در كشورهاي اروپايي پرورش مي‌يابد و به نمايشگاه‌هاي زينتي دنيا فرستاده مي‌شود.
كبوتر بلغاري از ديگر پرندگان نادري است که در اين باغ نگهداري مي شود. اين پرنده جزو كبوتران نامه بر است و با خرطوم‌هايي كه روي بيني اش وجود دارد و به عنوان رادار عمل مي‌كنند از هر جايي كه آزاد شود به هر جايي كه موردنظر باشد مي‌تواند پرواز مي‌كند.از اين پرنده در جنگ جهاني دوم به عنوان نامه بر استفاده مي‌شد.
وي تصريح كرد: خروس سلطان با پرهاي سفيد و دمي بلند و داراي ركاب و با پرهاي بلند است كه در دربار عثماني 25 نفر به عنوان خدمه از آن نگهداري مي كردند اين خروس داراي يك شاخ گوشتي است كه اين تنها نشان خاص اين خروس است و از گونه هاي نادر دنيا بحساب مي آيد.
راد گفت: از ديگر گونه‌هاي بسيار نادر اين مجموعه، كبوترهاي رنت آمريكاست كه 2 كيلو وزن دارد و بسيار كمياب است و به عنوان بزرگترين پرندگان در حال پرواز جهان محسوب مي‌شود.
كبوتر پشت فر، كبوتر بالني اسپانيايي است كه داراي يك كيسه هواست كه مي تواند 2 ساعت در فضايي كه هوا نباشد زنده بماند و پرندگان سخنگو كه به زبانهاي فارسي، انگليسي و تركي صحبت مي‌كنند از ديگر پرندگان كميابي هستند كه در باغ پرندگان کرج نگهداري مي‌شوند.
اين طوطي حرف مي‌زند
 
اين طوطي حرف مي‌زند


پرنده خاكستري روي شانه‌اش نشسته است و هرچند لحظه يك‌بار به گوش‌هايش نوك مي‌زند.
نوك پرنده را نوازش مي‌كند و مي‌گويد: «منقار اين پرنده مثل انبردست است، مي‌تواند انگشت يك انسان را قطع كند». پرنده انگار روي راحت‌ترين درخت دنيا نشسته باشد؛ بال و دستش را كش مي‌دهد، بعد قدم‌زنان، عرض شانه دكتر مسعود هاشمي را طي مي‌كند. دكتر هاشمي عاشق كاسكو است و اعتقاد دارد او زيباترين و قدرتمندترين نوع طوطي در تقليد صداست. كاسكو به راحتي مي‌تواند يكي از اعضاي خانواده انسان‌ها شود و حتي جاي فرزند نداشته‌شان را بگيرد. دكتر هاشمي البته براي عشق به اين موجود استثنايي، بهاي زيادي هم پرداخته است؛ 6سال عمر، هزينه سرسام‌آور خريد و تحقيقات روي اين پرنده و نيمه‌كار ‌گذاشتن ساير هدف‌ها و برنامه‌هاي زندگي‌اش.
طبقه سوم خانه دكتر هاشمي، يك آفريقاي به تمام معناست؛ كاسكوها در سنين مختلف در قفس‌هاي بزرگ و كوچك نگهداري مي‌شوند. دكتر هاشمي 6 سال شب و روزش را در اين طبقه و در ميان جيغ و داد و حرف‌هاي كاسكوها گذرانده است و حاصلش شده 9 جلد كتاب درمورد كاسكوها و اطلاعاتي كه به گفته خودش در هيچ كتابي پيدا نمي‌شود. اين‌طور كه دكتر هاشمي مي‌گويد، پيش از تحقيقات او درمورد كاسكو، هيچ تحقيقات علمي‌اي درمورد اين پرنده در مملكت ما انجام نشده. او درحال‌حاضر تنها كسي است كه اطلاعات نسبتا كاملي درمورد كاسكو دارد و مي‌تواند پاسخگوي سؤالات مردم در زمينه نگهداري و تربيت اين حيوان باشد.
معاينه با وقت قبلي
مرد نگران است، يك قفس بزرگ دستش است كه رويش ملحفه آبي‌رنگ كشيده. وسط مصاحبه ما سر رسيده و گيج شده است. دكتر از او مي‌پرسد كه وقت قبلي دارد يا نه. مرد مي‌گويد: «بله، ديروز تماس گرفته‌ام. راهم دور است، از كرج مي‌آيم.حال كاسكويم خوب نيست، نگرانش هستم. هرچقدر بگوييد منتظر مي‌شوم».
البته دكتر هاشمي دامپزشك نيست؛ دكتراي دامپروري دارد. با اين حال چند سال تحقيقات روي كاسكوها و زندگي‌كردن با آنها، او را در مورد كاسكو از هر دكتر ديگري توانمندتر كرده است.
دكتر هاشمي از مرد مي‌خواهد كه ملحفه روي كاسكو را بردارد، بعد مشخصات بيماري كاسكو را از او مي‌پرسد و نتيجه‌گيري مي‌كند كاسكوي شما ذات‌الريه گرفته است. مرد با نگراني به دكتر خيره مي‌شود و مي‌پرسد كه آيا بيماري كاسكويش درماني دارد يا نه؟ دكتر مشاوره با او را به بعد از رفتن ما موكول مي‌كند و مي‌گويد: «رابطه عاطفي‌اي كه انسان با اين پرنده برقرار مي‌كند، بي‌اندازه صميمي است.
كاسكو درحقيقت متعلق به همه افراد خانواده است؛ كوچك و بزرگ نگران او مي‌شوند. وقتي يك كاسكو را پيش من مي‌آورند، معمولا تمام اعضاي خانواده به دنبال كاسكو به مطب مي‌آيند، همگي دور ميز مي‌نشينند و با نگراني جوياي حال پرنده‌شان مي‌شوند. اين آقا كه تنها آمده، از معدود آدم‌هايي است كه تنها به مطب مي‌آيد». مرد با خجالت و اندكي شيطنت سرش را بالا مي‌آورد و مي‌گويد: «خانم بچه‌ها داخل ماشين هستند، دلشان نيامد خانه بمانند، نگران حالش بودند. گفتم بالا نيايند كه جلوي دست و پايتان را نگيرند!».
امان از اين پرنده سخنگو!
دكتر هاشمي سال‌ها هم در زمينه دام و طيور كار كرده است. تا قبل از سال 1380، مسعود هاشمي هم مثل بقيه آدم‌هاي دنيا زندگي معمولي خودش را داشت؛ هرازگاهي فكرهاي عجيب و غريب و طرح‌هاي بزرگ در زمينه رشته تحصيلي‌اش به ذهنش مي‌رسيد؛ يك مؤسسه انتشاراتي داشت و از همين راه‌ها روزگار مي‌گذراند تا اينكه سال 80، پاياني براي زندگي روزمره هاشمي بود.
دست تقدير قرار بود او را در مسيري بيندازد كه تا پيش از آن تصورش را هم نمي‌كرد. «ماجرا اين‌گونه آغاز شد كه روزي يكي از پرنده‌فروش‌ها - كه مرا به خاطر فعاليت‌هايم در زمينه دام و طيور مي‌شناخت - به سراغم آمد و كتابي به من داد و گفت اين كتاب را ترجمه كن، سرمايه‌گذاري‌اش از من. كتاب در زمينه كاسكو بود. اول هيچ اهميتي ندادم و با خودم گفتم كارها و فعاليت‌هاي من خيلي مهم‌تر از آن است كه بخواهم وقتم را با ترجمه كتابي در زمينه كاسكو تلف كنم. به خاطر اصرارهاي زياد پرنده‌فروش، بالاخره به ترجمه و انتشار كتاب راضي شدم.
بعد از اينكه كتاب ترجمه و منتشر شد، اتفاق جالبي افتاد؛ استقبال از كتاب عجيب و غريب بود. مردم اين حيوان را دوست داشتند، از شهرستان‌ها تماس مي‌گرفتند و از من مي‌خواستند به سؤالات‌شان راجع به كاسكو جواب بدهم. البته من آن موقع خودم اطلاعات زيادي راجع به كاسكو نداشتم؛ يكي مثل خودشان بودم و به واسطه ترجمه كتاب اطلاعاتي پيدا كرده بودم اما نه در آن حد كه پاسخگوي سؤالات‌شان باشم. كم‌كم قضيه داشت جالب مي‌شد. تصميم گرفتم يك كاسكو بخرم. سراغ پرنده‌فروش رفتم و يك كاسكو خواستم.
او هم يك كاسكو به من داد؛ از آن كاسكوهاي معمولي كه هم پير بود، هم حرف نمي‌زد. آن موقع هيچ‌چيزي از كاسكو نمي‌دانستم. به پرنده‌فروش گفتم مردم چه چيز اين پرنده را دوست دارند؟ اينكه حرف نمي‌زند. پرنده‌فروش گفت بيا خانه من، يك كاسكو دارم، آن را ببر. رفتم خانه پرنده‌فروش و كاسكو را گرفتم. به محض اينكه سوار ماشين شدم، كاسكو شروع كرد به حرف‌زدن، اذان مي‌گفت و نماز مي‌خواند! دهانم از تعجب باز مانده بود، مي‌دانيد نكته جالب در حرف‌زدن كاسكو اين است كه كاسكو با صداي طوطي حرف نمي‌زند؛ با صداي عادي انسان حرف مي‌زند. كاسكو به‌طور كامل، لحن و صداي معلمش را مي‌گيرد و مي‌آموزد.
همين باعث مي‌شود كه انسان از شنيدن حرف‌هايش تعجب كند. كاسكو پرنده سخنگويي است كه مي‌تواند تا 800 كلمه سخن بگويد و جملات را به‌طور كامل بيان كند. همان‌جا بود كه عاشق اين پرنده شدم و تصميم گرفتم راجع به او بيشتر بدانم». هاشمي بعد از زيروروكردن كتابفروشي‌ها و جست‌وجو براي كسب اطلاعاتي درمورد كاسكو، با كمال تعجب فهميد به جز كتاب او، هيچ كتاب ديگري در زمينه كاسكو در ايران وجود ندارد؛ «آنجا بود كه اهميت قضيه را فهميدم، كاسكو حيوان پرطرفداري است. بهترين سرگرمي‌اي است كه آدميزاد مي‌تواند بعد از يك روز سخت و خسته‌كننده كاري داشته باشد. وابستگي انسان به اين پرنده بي‌اندازه است اما متاسفانه به علت ناآگاهي مردم و اطلاعات نادرستي كه به آنها داده مي‌شود، اين حيوانات تلف مي‌شوند يا بعد از مدتي از سخن‌گفتن باز مي‌مانند».
6 سال زندگي با كاسكوها
دكتر هاشمي تحقيقات‌اش را آغاز كرد، به پرنده‌فروشي رفت و 10تا كاسكو خريد؛ هركدام 300هزار تومان. آنها را به طبقه سوم خانه‌اش برد و شروع كرد به مطالعه روي آنها؛ «تحقيقات من تحقيقات كاربردي است. برايم امكان‌پذير نيست كه با بودجه شخصي و تعداد كاسكوهايي كه من مي‌توانم بگيرم، تحقيقات آماري دقيق داشته باشم. مثلا به فرض براي كاركردن روي تغذيه كاسكوها، بايد گروه‌هاي مختلف كاسكو در سنين مختلف وجود داشته باشند و آيتم‌هاي بسيار زيادي بايد درنظر گرفته شوند تا بتوانيم به طور جامع و كامل ادعا كنيم كه اين تحقيقات، تحقيقات آكادميك است.
ولي من بيش از اين، امكانات نداشتم و نمي‌توانم هم داشته باشم چون هزينه اين تحقيقات سرسام‌آور است؛ مثلا 3 ميليون تومان هزينه مي‌برد تا 10 تا كاسكو بگيرم، ماه‌ها روي اين كاسكوها كار كنم و بازهم هزينه كنم تا به نتيجه برسم و بتوانم 6 - 5 صفحه راجع به آنها بنويسم. بعد از اين مرحله،‌كاسكوها را مي‌بردم به پرنده‌فروش‌ها پس مي‌دادم و آنها كاسكوها را بسيار كمتر از قيمتي كه به من فروخته بودند، پس مي‌گرفتند».
و بالاخره نتيجه
حاصل 6 سال مطالعه دكتر هاشمي روي كاسكو، انتشار 3 كتاب كاسكو (1 و 2 و 3) بوده است و البته 6 جلد كتاب ديگر كه آماده چاپ هستند؛ «وقتي كتاب‌ها درآمدند، به علت يك سوءتفاهم، مدت‌ها از سوي پرنده‌فروش‌ها تحريم شدند و باعث شد تعداد زيادي از آنها به فروش نروند. آنها گمان مي‌كردند حرف‌هايي كه در اين كتاب‌ها زده شده، ضد منافع آنهاست و به هم گفته بودند كه مبادا اين كتاب‌ها را بفروشيد.
2 سالي طول كشيد تا بفهمند نه تنها اين نوشته‌ها باعث از رونق‌افتادن كارشان نمي‌شود بلكه مردم حالا كه اطلاعات بيشتري راجع به كاسكو به‌دست آورده‌اند، تمايل بيشتري به خريد كاسكو دارند. همين باعث شد كه پرنده‌فروشان كم‌كم دوستي من را پذيرفتند و اقدام به عرضه كتاب‌هاي من كردند. آنها بالاخره فهميدند كه من همان‌طور كه براي مردم و به‌خاطر مردم اين كار را شروع كرده‌ام، آنها را هم جدا از مردم نمي‌دانم و نمي‌خواهم منافع كسي را به خطر بيندازم».




چطور از پرندگان خانگي نگهداري كنيم؟
 
چطور از پرندگان خانگي نگهداري كنيم؟


فوت و فن- آناهيتا دروديان:
حضور در طبيعت آرامش‌بخش است؛ البته هميشه لازم نيست كه براي رسيدن به آرامش راهي جنگل، كوه و دشت شويم بلكه در همين محيط زيست شهري هم چهره‌هايي از طبيعت زيبا پيدا مي‌شود.
به طور مثال چند پرنده كوچك و پرجنب و جوش مي‌توانند حال و هواي منزل شما را به‌كلي تغيير دهند و هياهو و سرزندگي طبيعت را به خانواده شما بياورند.

روان‌شناسان هم اعتقاد دارند كه نگهداري حيوانات خانگي به بهبود بعضي بيماري‌هاي رواني رايج از جمله افسردگي كمك مي‌كند و در كاهش علائم بيماري مؤثر است. علاوه بر اين، حيوانات خانگي و به ويژه پرندگان زينتي براي كودكان سرگرمي جذابي هستند.

اگر نگهداري حيوانات را به كودكان بسپاريد، از همان سنين كودكي ياد مي‌گيرند كه چطور بايد مواظب ديگران-مخصوصا كساني كه به آنها وابسته‌اند- باشند و حس مسئوليت‌پذيري آنها تقويت مي‌شود.

حتي افراد تنها و سالخوردگان هم مي‌توانند با خريد چند پرنده كوچك، مونس و همدم خوبي داشته باشند. به هر حال، اگر جزو افرادي هستيد كه دلتان مي‌خواهد فضاي محل زندگي‌تان با حضور پرندگان خانگي شور و نشاطي بگيرد قبل از خريد، نكاتي را مدنظر قرار دهيد تا با انتخاب مناسب، از داشتن پرنده‌اي سرزنده و جذاب لذت ببريد.

قبل از اينكه از خانه بيرون بپريد!
اگر قصد خريد پرنده خانگي‌ داريد، بهتر است توصيه‌هاي زير را در اين باره بخوانيد:

1) قبل از اينكه براي خريد راهي مغازه‌هاي پرنده‌فروشي شويد، بايد خوب فكر كنيد و ببينيد از چه نوع پرنده‌اي بيشتر خوشتان مي‌آيد. مهم است كه نوع پرنده و رفتارش مطابق ميل و سليقه شما باشد تا بعدها از خريد خود پشيمان نشويد؛ به طور مثال اگر دوست داريد پرنده‌تان صداها را تقليد كند، بايد به سراغ طوطي‌ها برويد اما اگر صداي خوش پرنده برايتان مهم است، انتخاب قناري‌ها، بهترين گزينه براي شماست.

2) به قيمت و هزينه نگهداري پرنده‌ها توجه كنيد. البته هزينه نگهداري پرندگان خانگي نسبت به هزينه‌هاي رايج زندگي مبلغ قابل توجهي نيست. در حال حاضر، انواع و اقسام پرنده با قيمت‌هاي متفاوت- از چند هزار تومان تا چند ميليون تومان- در بازار موجودند. چون اغلب طوطي‌سانان مستعد سخن گفتن هستند، قيمت آنها نسبت به ساير پرندگان بيشتر است. هر چقدر پرنده كلمات بيشتري را تكرار كند، با قيمت بالاتري فروخته مي‌شود بنابراين شما امكان انتخاب گسترده‌اي پيش‌رو داريد.

3) ابعاد پرنده و قفسش را براساس مكان زندگي خود بسنجيد؛ قفس پرنده بايد عريض و جادار باشد تا بتواند به‌راحتي در آن حركت كند؛ پس اگر در منزل فضاي كمي داريد، نمي‌توانيد پرنده بزرگي مانند كاسكو يا شاه طوطي را در يك قفس كوچك و جمع و جور نگه داريد. اين را هم بگويم كه شيك بودن ظاهر قفس براي پرنده اهميتي ندارد و نكته مهم فقط اين است كه امكان تحرك پرنده در ساده‌ترين شكل ممكن فراهم شود.

4) به بهداشت پرنده فروشي و سلامت پرنده توجه كنيد چون آلودگي در محيط به سادگي به پرندگان منتقل مي‌شود. در واقع، هر چقدر محل نگهداري پرندگان تميزتر باشد، احتمال سلامت آنها هم بيشتر مي‌شود. بهتر است كه پرنده سالم را خودتان انتخاب كنيد و اين كار را به‌عهده فروشنده نگذاريد. براي انتخاب هم بايد چند فاكتور را مدنظر قرار دهيد؛ ابتدا پرنده را خوب ورانداز كنيد؛ پرهاي پرنده بايد كاملا صاف، شفاف و براق باشد و هيچ‌گونه بريدگي يا ژوليدگي در آنها ديده نشود.

5) به منقار و مردمك چشم‌هاي پرنده هم دقت كنيد؛ منقار پرنده نبايد حالت شوره داشته باشد و مردمك بايد شفاف، سياه و عنبيه اطراف آن نيز قابل رؤيت باشد. تورم چشم‌ها يا هر نوع تيرگي و شفاف نبودن مردمك از بيماري پرنده حكايت مي‌كند. پاهاي پرندگان شاخص ديگري هستند تا از سلامت پرنده مطمئن شويد؛ پاها بايد كاملا كشيده و فاقد هرگونه لكه‌‌هاي قارچي يا هر نوع زخمي باشند.

با دانستن همه اين موارد مي‌توانيد با اطمينان بيشتري پرنده را به خانه بياوريد؛ ضمن اينكه بايد از خريد پرندگان كسل، كزكرده و بي‌تحرك كه چشمان نيمه‌باز، رفتار بي‌تفاوت و تنگي نفس دارند، خودداري كنيد. به هر حال، لازم است براي اين كار وقت و حوصله زيادي به خرج دهيد چون قرار است اين پرنده چندين سال با شما زندگي كند.
معرفي انواع پرندگان خانگي
كاسكو
يك نوع طوطي خاكستري رنگ با اصليت آفريقايي است. كاسكو مانند ساير طوطي‌ها بال‌هاي رنگي و زيبايي ندارد و شايد در نگاه اول، چندان جذاب نباشد اما به دليل داشتن هوش و قدرت سخنگويي بالا، طرفداران زيادي دارد. [اين طوطي حرف مي‌زند]
اين پرنده به سادگي با صاحبش دوست مي‌شود، بسيار حساس است و بايد به او محبت و توجه كنيد چون بر اثر بي‌توجهي، به سرعت افسرده و مضطرب مي‌شود؛ پس اگر وقت كافي نداريد، از خريد آن صرف‌نظر كنيد. كاسكو از ميوه‌هاي تازه، سبزيجات، غلات، دانه‌هاي مغزدار و بذر گياهان تغذيه مي‌كند و چون پرنده بزرگي است بايد آن را در قفس بزرگي نگه داريد. طول عمر كاسكو زياد است و اغلب بين 60-40 سال عمر مي‌كند. كاسكوهاي سخنگو تا چند ميليون تومان هم قيمت دارند ولي اگر به اين پرنده علاقه‌منديد، خريد جوجه كاسكوها – كه ارزان‌تر هستند – را به شما توصيه مي‌كنيم. با تمرين و تكرار، پرنده شما هم سخنگو خواهد شد.
مرغ عشق
مرغ عشق از اعضاي خانواده طوطي‌سانان است اما قدرت سخنگويي ندارد. اين پرنده با ظاهري زيبا در رنگ‌هاي سبز، زرد، سفيد و آبي از جمله پرندگان محبوب خانگي با قيمتي ارزان است.
مرغ عشق سريع با محل زندگي‌اش خو مي‌گيرد و مي‌توان آن را به صورت جفت نگهداري كرد.
از دانه‌هايي چون ارزن، ذرت، تخم آفتابگردان، تخم كتان و سبزيجات تازه مانند هويج، كلم و... تغذيه مي‌كند و نكته جالب در مورد مرغ عشق آن است كه به آينه بسيار علاقه‌مند است؛ بنابراين اگر آينه كوچكي را جلوي قفسش قرار دهيد، بسيار خوشحال شده و ساعت‌ها با آن سرگرم مي‌شود.
قناري
اگر به دنبال خريد پرنده‌اي خوش‌صدا هستيد كه برايتان آواز بخواند، قناري را انتخاب كنيد. البته اين را هم بدانيد كه بايد در جست‌وجوي پرنده نر باشيد چون ماده‌ها آواز نمي‌خوانند. روش تشخيص نرها از ماده‌ها خيلي ساده نيست و كمي تجربه مي‌خواهد:
قناري نر، جثه بزرگ، رنگ‌آميزي زيباتر، شفاف‌تر و تحرك بيشتري دارد كه تشخيص آن براي افراد عادي آسان نيست.
بهترين حالت نگهداري قناري اين‌ است كه در قفس فقط يك پرنده نر داشته باشيد. قناري پرنده كوچكي است و مي‌تواند همدم آوازه‌خوان خوبي براي شما باشد.
قيمت قناري‌ها برحسب نوع صدايشان گاهي به ميليون هم مي‌رسد اما قناري‌هاي معمولي در بازار با قيمت مناسبي به فروش مي‌رسند. غذاي اين پرنده شامل انواع دانه‌ها و سبزيجات است.
فنچ
ارزان‌ترين پرنده‌اي كه مي‌توانيد بخريد، فنچ است. اين پرنده به شدت فعال است و از پريدن به اين سو و آن‌سو لذت مي‌برد. فنچ‌هاي نر نوك قرمزرنگي دارند كه اين قرمزي‌ در ماده‌ها كم‌رنگ‌تر است.
به علاوه فنچ‌ها زندگي اجتماعي را دوست دارند و مي‌توانيد چند تا از آنها را در يك قفس نگه داريد.
غذاي اصلي فنچ ارزن است ولي اگر مي‌خواهيد رژيم غذايي كاملي داشته باشد، بهتر است ميوه، سبزيجات تازه و حتي سفيده تخم‌مرغ و سيب‌زميني آب‌پز را هم فراموش نكنيد.
مرغ مينا
در مورد مرغ مينا بايد بدانيد كه پرنده باهوشي است و قدرت سخنگويي هم دارد.
البته مرغ ميناهاي نر نسبت به ماده‌ها بااستعدادترند. اين پرنده هم بسيار حساس است و نيازمند توجه، بنابراين بايد برايش وقت بگذاريد تا افسرده نشود.
اگر صحبت كردن با او را تمرين و كلمات را برايش تكرار كنيد، پس از مدتي به حرف مي‌آيد.
غذايش هم همان چيزهايي است كه ساير پرندگان خانگي مي‌خورند.
عروس هلندي
پرنده‌اي خونگرم، كنجكاو و شيرين است كه البته به رسيدگي و توجه نياز دارد. عروس هلندي هم استعداد حرف زدن دارد و با كمي تمرين كلمات را تكرار مي‌كند. اين پرنده در رنگ‌هاي مختلفي از جمله زرد، خاكستري، دارچيني و صدفي ديده مي‌شود.
اگر پرنده را هنگامي بخريد كه جوجه است، سريع‌تر به شما عادت مي‌كند و كمتر مي‌ترسد. تغذيه اين پرنده هم مثل ساير پرندگان خانگي از دانه، سبزيجات و ميوه‌هاي تازه است.
طوطي برزيلي
اين طوطي هم براي نگهداري به عنوان پرنده خانگي مناسب است و به‌سرعت با صاحبش اخت مي‌شود، باهوش است و نسبت به بعضي طوطي‌ها زودتر اهلي مي‌شود.اگر زيبايي پرنده برايتان اهميت دارد، طوطي برزيلي پرنده‌اي خوشرنگ است كه توجه خيلي از علاقه‌مندان را به خود جلب مي‌كند.
طوطي ملنگو
طوطي ملنگو همان طوطي كوچك اسكندر است كه به طوطي ملنگو مشهور شده. اين طوطي هم پرنده زيبايي است كه از هندوستان و آفريقا به ايران مي‌آيد.
پرنده‌ نر، طوق سياه رنگي به گردنش دارد و رنگ‌پرها به طور عمده سبز است. احتمال اينكه طوطي ملنگو حرف بزند نسبت به كاسكوها كمتر است؛ بنابراين جنبه ظاهري و زيبايي آن بيشتر اهميت دارد.
سلامت پرنده
بهترين زمان براي غذا دادن به پرندگان صبح زود است اما اگر فرد سحرخيزي نيستيد، شب قبل آب و غذاي پرنده را در قفسش بگذاريد تا صبح و موقع بيدار شدن شما، شاداب و سرزنده باشد.
در صورت مشاهده هرگونه علائم بيماري، پرنده را به سرعت نزد دامپزشك ببريد. در اين مواقع، دانستن تاريخ و زمان شروع بيماري، وضعيت اشتهاي پرنده، وضعيت دفع فضولات، تنفس پرنده و مواردي از اين قبيل براي دامپزشك مهم است؛ پس به اين موارد توجه كنيد و آنها را به خاطر بسپاريد. براي اينكه پرنده‌تان لب به سخن بگشايد، از روش‌هايي مثل گرسنه نگه داشتن او استفاده نكنيد چون نه تنها نتيجه مثبتي ندارد بلكه موجب افسردگي و بيماري پرنده خواهد شد.
بهترين روش براي اينكه طوطي‌سانان حرف بزنند، تكرار لغات براي آنهاست بنابراين تكرار كلمات مختلف را با صبر و حوصله انجام دهيد و عجول نباشيد چون سخن گفتن پرندگان كاري بسيار زمان‌بر است.
اگر مي‌خواهيد پرنده شما بداخلاق و بدعنق نباشد، هميشه اسباب‌بازي‌هاي متنوعي در اختيارش قرار دهيد و با او بازي كنيد. فعال نگه‌داشتن پرنده به سرزندگي او كمك مي‌كند.
بعضي افراد در قفس پرنده‌شان را باز كرده و اجازه مي‌دهند كه پرنده در ساعاتي از روز در فضاي اتاق پرواز كند. اين كار ايده خوبي است؛ البته به شرط اينكه مدتي از اقامت پرنده در منزل شما گذشته و پرنده به محيط جديدش خو گرفته باشد.
شايد بعد از مدتي دلتان به حال پرنده‌اي كه در قفس نگه مي‌داريد، بسوزد و تصميم بگيريد او را آزاد كنيد؛ در اين صورت يادتان باشد كه اين تصميم دلسوزانه نيست چون پرنده‌اي كه سال‌ها با انسان زندگي كرده، به راحتي نمي‌تواند در محيط غيرطبيعي شهرها زنده بماند و بسياري از پرنده‌هاي كوچك مانند فنچ، مرغ عشق و... به‌سرعت توسط پرندگان بزرگ‌تر شكار مي‌شوند.
در اغلب دامپزشكي‌ها و پرنده‌فروشي‌ها كتاب‌هاي متنوعي درباره روش‌هاي نگهداري از پرندگان مختلف وجود دارد؛ با خريد اين‌گونه كتاب‌ها و مطالعه آنها مي‌توانيد اطلاعات خوب و جزئي‌تري را درباره پرنده دلخواه‌تان به دست آوريد.
سلامت مصرف‌كننده
قفس را در جايي مانند آشپزخانه – كه بخار غذاها در آن جريان دارد – يا در مسير دود سيگار نگذاريد. نزديك بودن پرنده به رادياتور، شوفاژ، بخاري، دريچه كولر، پنكه و تلويزيون هم آرامش او را به هم مي‌زند.
بهتر است ارتفاع قفس هم‌سطح چشمان شما باشد تا براي كنترل پرنده، غذا دادن و اهلي كردن حيوان مشكلي نداشته باشيد.
با توجه به اينكه پرنده پس از مدتي به محيط زندگي خود انس مي‌گيرد، او را به جاهاي مختلف خانه انتقال ندهيد و جاي ثابتي را براي قفس پرنده‌تان در نظر بگيريد. البته در روزهاي آفتابي گاهي مي‌توانيد پرنده را كنار پنجره يا بالكن ببريد تا كمي هم هواي آزاد تنفس كند.
براي اينكه از وضعيت تغيير دماي محيط مطمئن شويد، دماسنجي را در نزديكي قفس پرنده قرار دهيد تا به موقع از تغييرات دما مطلع شويد.
اگر در منزل پاسيو داريد، يكي از بهترين مكان‌ها براي نگهداري پرندگان است. مي‌توانيد داخل پاسيو گياهان و درختچه‌هاي مختلفي پرورش دهيد و گاهي پرنده را در اين محيط رها كنيد تا از پرواز در محيطي كه كمي به زيستگاه‌اش شباهت دارد، لذت ببرد.
بهتر است بعضي از پرنده‌ها مانند كاسكو و قناري را به تنهايي نگه داريد اما در مورد مرغ عشق، فنچ، عروس هلندي و... مي‌توانيد پرنده‌ها را به صورت جفت بخريد.
گاهي اوقات قرار دادن شاخه‌هاي درختان به جاي ميله‌هاي افقي قفس براي پرنده خوشايند است، چون مي‌تواند ناخن‌هايش را روي شاخه‌ها بسايد. بدين منظور ساقه‌هايي با قطر5/ 1– 1سانتي‌متر در نظر بگيريد كه البته هيچ‌گونه اثري از قارچ يا سموم مختلف در آنها نباشد. سپس برگ و شاخه‌هاي اضافي را جدا كرده و به طور افقي داخل قفس قرار دهيد.
براي اينكه مطمئن شويد پرنده شما به خوبي رشد مي‌كند و همه عناصر غذايي مورد نياز به او مي‌رسد، مي‌توانيد از مكمل‌هاي غذايي و مولتي ويتامين‌ها استفاده كنيد. بهتر است در اين زمينه با دامپزشك مشورت كنيد. در كلينيك‌هاي دامپزشكي انواع و اقسام اين قبيل مكمل‌ها وجود دارد و با قيمتي بين 2 تا 10 هزار تومان قابل خريداري هستند. البته مي‌توانيد از مولتي‌ويتامين‌هايي كه در داروخانه‌هاي معمولي وجود دارد هم استفاده كنيد. مصرف اين مولتي ويتامين‌ها باعث افزايش اشتهاي پرنده و كامل شدن جيره غذايي روزانه‌اش مي‌شود.
اگر برنج يا غذاهاي پخته شده را به پرنده مي‌دهيد بايد به اين نكته توجه كنيد كه غذا فاقد روغن باشد چون باعث بروز بيماري اسهال در پرنده مي‌شود. در صورتي كه بيماري پرنده شما ادامه داشت با دامپزشك تماس بگيريد تا در زمينه روش‌هاي درماني شما را راهنمايي كند و از درمان‌هاي خودسرانه بپرهيزيد.
دوستی با پرنده‌ها
دلتان می‌خواهد پرنده خانگی خود را در دست بگیرید و او را نوازش کنید اما نمی‌دانید چطور؟
اغلب پرندگان ابتدا از دست انسان فراری هستند و اگر دست‌تان را به طرف آنها دراز کنید، برای دفاع از خودشان به دست شما نوک می‌زنند. برای مثال، مرغ مینا اصلا دوست ندارد که شما او را توی دست بگیرید؛ حتی اگر به شما عادت هم کرده باشد، باز از حس گرفتاری در دست انسان ناراحت می‌شود و با عصبانیت نوک می‌زند.
برای دستی‌کردن پرندگان کوچک یک راه مطمئن وجود دارد که در اغلب موارد جواب می‌دهد. بهتر است بعد از مدتی که پرنده به محیط جدید زندگی خود خو گرفت، ظرف غذایش را از داخل قفس بیرون بیاورید و به جای آن، دست‌تان را با دانه یا سایر غذاهای مورد علاقه پرنده پر کرده، داخل قفس ببرید و همین‌طور بی‌حرکت نگه‌دارید تا پرنده برای خوردن غذا، مجبور شود به طرفتان بیاید؛ البته اگر می‌خواهید به نتیجه مطلوب برسید باید صبر و حوصله زیادی به خرج دهید و پرنده را با حرکات سریع و عجولانه خود نترسانید؛ ضمن اینکه باید مراقب باشید پرنده در این تمرینات، گرسنگی نکشد.
به تدریج که یاد گرفت از دست شما غذا بردارد، دست‌تان را آرام آرام از قفس خارج کنید تا به دنبال شما از قفس بیرون بیاید و در محیط داخل منزل آزاد باشد. بعد از اینکه کمی در اتاق آزاد بود، معمولا خودش به طرف قفس بازمی‌گردد؛ البته باید به این نکته هم توجه کنید پرنده‌ای که در داخل قفس متولد شده، نمی‌تواند به راحتی بپرد و پرواز کند بنابراین در خارج از محیط قفس باید خیلی مراقبش باشید تا زیر دست و پا نماند.
بهتر است بعد از اینکه پرنده به دست شما عادت کرد، با انگشت خود به آرامی بال‌ها و جلوی سینه‌اش را نوازش کنید. علاوه بر اینها می‌توانید انگشت خودتان را روی میله داخل هم قرار دهید تا پرنده به جای میله روی دست شما بنشیند و بعد دست‌تان را از قفس خارج کنید.
یادتان باشد که دستی‌کردن پرنده را در کمال آرامش و در یک محیط بی‌سر و صدا انجام دهید تا پرنده مطمئن شود که دست شما جای امنی است و به این تمرینات عادت کند. نکته دیگر اين است که جوجه‌ها نسبت به پرندگان بالغ بيشتر مستعد اهلی و دستی‌شدن هستند؛ پس برای اینکه سریع‌تر به نتیجه برسید، جوجه‌ها را انتخاب کنید.
نکته دیگر آنکه برخلاف تصور بیشتر ما، پرنده‌هایی که در قفس به دنیا آمده‌اند از آزادی‌شان لذت نمی‌برند. آنها تصوری از آزادی ندارند و نمی‌توانند به سرعت و در مسافت زیاد پرواز کنند؛ پس به خیال آنکه در حقشان لطف می‌کنید، آنها را آزاد نکنید چون در یک چشم برهم‌زدن خوراک گربه‌ها یا کلاغ‌ها می‌شوند.
--------------------------------------------------------------
نام پرنده قيمت (تومان)
كاسكوي معمولي 350 تا 500 هزار
كاسكو با قابليت حرف‌زدن يك تا 10 ميليون
مرغ عشق 3 تا 7 هزار
قناري معمولي 10 تا 35 هزار
فنچ 2 تا 4 هزار
عروس هلندي 30 تا 40 هزار
مرغ مينا 20 تا 35 هزار
طوطي برزيلي 15 تا 20 هزار
شاه طوطي 200 تا 250 هزار
طوطي ملنگو 30 تا 35 هزار
وسايل جانبي و غذا قيمت (تومان)
قفس 2500 تا 20 هزار
ظرف آب 400 تا 1000
هر كيلو تخمه آفتابگردان خام 2 هزار
هر كيلو انواع مختلف دانه 800 تا 2500











پرندگان سخنگو: رفتارشناسي عمومي كاسكوها
 
پرندگان سخنگو: رفتارشناسي عمومي كاسكوها

اوقات فراغت- هر كاسكو عادات مخصوص خود را دارد اما به‌طور كلي مي‌توان كاسكوها را از لحاظ عادات و رفتارهايي كه دارند، ‌در چندين دسته كلي تقسيم‌بندي كرد
كاسكوها از حدود 3 تا 4 ماهگي، به‌طور كامل پر درمي‌آورند و از وقتي كه رنگ چشم آنها زرد مي‌شود، ‌سن آنها از روي رنگ چشم‌ها و رنگ انتهاي پرهاي دم قابل تشخيص نيست. همچنين نمي‌توان از روي شكل ظاهري كاسكو به نر يا ماده‌بودن او پي برد. اگر به آنها نزديك بشويم و قار بزنند و حالت حمله يا ترس به خود بگيرند، معلوم مي‌شود كه هنوز وحشي بوده و با انسان انس نگرفته‌اند.
اگر با نزديك‌شدن به كاسكويي، او حالت مذكور را نشان ندهد و به راحتي اجازه بدهد به او نزديك شويد و حتي سرش را نوازش كنيد يا به منقارش دست بزنيد، معلوم مي‌شود كه مرحله وحشي‌بودن و انس نداشتن با انسان را پشت‌سر گذاشته است.
اگر دست‌تان را به يك پاي كاسكو نزديك كنيد و فشار ملايمي به آن بدهيد و كاسكو ابتدا يك پا و سپس پاي ديگرش را روي دست شما بگذارد و به عبارتي روي دست شما بيايد، اين حالت از لحاظ اهلي‌بودن پيشرفته‌تر از حالت قبلي است اما اگر انتظار داشته باشيد كه با اولين برخورد حتي يك كاسكوي سخنگو سخني را بگويد، اين انتظار كاملا بيجاست زيرا حتي كاسكوهايي كه توسط صاحب قبلي خود سخنگو شده‌اند، مدتي طول مي‌كشد تا اولين كلمه را در حضور صاحب جديد به زبان آورند؛ البته كشيدن سوت‌هاي يادگرفته به علت نزديك‌بودن تن آنها با تن صداهاي طبيعي كاسكو، در اولين روزهاي به خانه‌آوردن يك كاسكوي اهلي و سخنگو، عادي است. اما سخنگويي اغلب كاسكوهاي سخنگو زماني آغاز مي‌شود كه با زواياي محيط جديد زندگي و افراد خانواده آشنا شوند. در تمام موارد ذكرشده، بين هر كاسكو با كاسكوي ديگر تفاوت وجود دارد؛ ممكن است شما يك كاسكوي سخنگو را به خانه بياوريد و به محض برداشتن پوشش اطراف قفس، ‌كلمه يا جمله‌اي را بر زبان آورد و ممكن است يك هفته طول بكشد تا كاسكو بتواند كلمات و جملاتي را كه آموخته تكرار كند.
هوش كاسكوها نيز با هم متفاوت است. ممكن است يك كاسكو در تمام عمر طولاني‌اش نتواند تقليد صداي انسان را ياد بگيرد، همچنين ممكن است يك كاسكو پس از به حرف‌آمدن – درصورت آموزش صحيح روزانه – قادر به يادگيري يك كلمه در روز باشد.
وقتي به كاسكوهاي وحشي نزديك مي‌شويد، عموما قار مي‌كشند. بعضي از آنها بدون اينكه از جاي خود تكان بخورند، قار مي‌كشند، ‌برخي خودشان را به ديواره‌هاي قفس مي‌چسبانند و قار مي‌كشند و بعضي هم چنان مي‌ترسند كه خودشان را به اين طرف و آن طرف قفس مي‌كوبند.
اگر شما انگشت خود را به طرف منقار كاسكوي وحشي ببريد، ممكن است دست شما را محكم گاز بگيرد و متعاقبا قار بكشد. شايد هم وحشت‌زده خود را به ديواره‌هاي قفس بچسباند و قار بكشد يا با پروازهاي كوتاه خودش را به ديواره‌هاي قفس بكوبد.
اگر شما غذايي را به منقار كاسكو نزديك كنيد؛ ضمن اينكه قار خواهد كشيد، ممكن است غذا را با منقار خود بگيرد و پرتاب كند يا ‌آن را با حالت تهاجمي‌اي بگيرد، تكه تكه كند و كف قفس بيندازد. شايد هم آن را بگيرد و بين انگشتان پاي خود قرار دهد و مشغول خوردن آن شود اما قاركشيدن براي تمام كاسكوهاي وحشي تازه خريداري‌شده – كم و بيش – طبيعي و عادي است.
ممكن است اسباب‌بازي‌هاي جديد موجب ترسيدن طوطي شما شود؛ بنابراين قبل از قرار دادن آنها به‌عنوان اسباب‌بازي دائم در قفس، سعي كنيد در خارج از قفس طوطي را با آنهاآشنا كنيد.
چشم‌هاي شفاف و براق نشانه سلامتي طوطي است، طوطي‌هاي بيمار در حالت بيداري چشماني نيمه‌باز دارند و اغلب نوعي ترشح از چشم آنها بيرون مي‌آيد.
بعضي گياهان خانگي براي طوطي‌هاي شما سمي‌اند؛ بنابراين طوطي خود را از هر نوع گياه خانگي‌اي دور نگه داريد.
در صورتي كه كاسكوي شما كاملا اهلي شده باشد در همه حال – از جمله هنگام معاينات – به خوبي با شما همكاري مي‌كند. به اين تصوير توجه كنيد كه طوطي با اعتماد كامل، به پشت و روي دست صاحبش خوابيده است.
به‌نظر مي‌رسد كه زندگي كاسكو به بازي مي‌گذرد اما از نظر طوطي هركاري كه او را مشغول مي‌كند، يك كار جدي است. اين طوطي با جديت تلاش مي‌كند جاسوئيچي چرمي را از كليدها جدا كند.
كاسكوها پرنده‌هاي بسيار بازيگوشي هستند؛ آنها با اسباب‌بازي‌هاي خود و به‌خصوص اسباب‌بازي‌هاي جديد بازي مي‌كنند.
كاسكوها دوست ندارند كسي از جلو به آنها نزديك شود؛ چنين حركتي باعث ترساندن آنها مي‌شود، پس بهتر است انگشت خودتان را مستقيما به آرواره پايين طوطي نزديك كنيد و كمي زير چانه او را بخارانيد و سپس ماليدن دست خود را به پشت گردن ادامه دهيد.
كاسكوها قبل از اينكه روي چيزي بنشينند، با منقار خود ميزان محكم‌بودن آن را آزمايش مي‌كنند؛ بنابراين وقتي مي‌خواهيد كاسكو را روي دست خود بنشانيد،‌ ابتدا منقارش را به دست شما نزديك مي‌كند؛ در اين حالت نترسيد و دست‌تان را عقب نكشيد.
كاسكوهاي جوان داراي پلك‌هاي تيره‌اند؛ درحالي‌كه به تدريج و با افزايش سن، پلك‌هاي آنها روشن‌تر مي‌شود.
طوطي‌هاي ناخوش معمولا پرهاي پف كرده دارند؛ ضمنا كاسكو به محض نزديك‌شدن فردي غريبه – و گاهي حتي صاحب خود – به‌طور موقتي پرهايش را به حالت پف‌كرده درمي‌آورد.
خواص دارویی شاهدانه
  شاهدانه ضد جانور و انگل معده ،شاهدانه از گياهان يك ساله و ليفي است و دو پايه اي است. داراي ريشه عمودي و ساقه بلند و 2 تا 4 متر ارتفاع.
خواص شاهدانه:
در مناطق دور بيشترين كاربرد شاهدانه در چين و هندوچين است. استوارت مي نويسد كه در چين تمام قسمتهاي مختلف گياه شاهدانه در طب سنتي و چين به عنوان دارو كاربرد دارد.
از تخم شاهدانه به عنوان تونيك، نيروبخش، مسهل و ملين، نرم كننده، مدر، مسكن، ضد جانور، انگل معده و مخدر استفاده مي شود. مصرف زايد ير حد مجاز آن خطرناك است. يعني از مسكن هايي است كه طبق معمول، اسراف در خوردن آن خطرناك است.
تخم شاهدانه در موارد زكام و ناراحتي هاي پس از زايمان و قي و استفراغ شديد مصرف مي شود و در استعمال خارجي، روي تاول ها و زخم ها و به طور كلي زخم سر و كچلي مي اندازند.
ماسون و تئوبالد مي گويند كه گياه شاهدانه ارزش زيادي براي معالجه كزاز دارد. گياه شاهدانه مسكن واقعي و مؤثري براي درد شكم و معالجه سوء هاضمه با علايم درد و براي سرطان ها و زخم ها اثر شفا بخش دارد به علاوه براي معالجه ميگرن و نورالژي و رماتيسم و درد اعصاب مفيد است.
از تخم آن پس از اينكه به ترتيب خاصي تهيه و به صورت دارو آماده شد براي پايين افتادگي رحم و كمك به وضع حمل و به عنوان تب بر استفاده مي شود.
شاهدانه طبق نظر حكماي طب سنتي، از نظر طبيعت، قسمت هاي مختلف آن متفاوت است.
ـ تخم آن خيلي گرم و خشك است. پوست آن سرد و خشك است و از نظر خواص معتقدند كه به علت مركب القوي بودن برگ آن در عين حال كه فرح، سرور، نشاط و نيكويي به رنگ رخسار مي آورد، مخدر نيز هست و پس از آن سستي مي آورد. بعد از آن كه آثار قسمت گرم آن نشاط است زايل شد آثار قسمت سرد آن كه تخدير و سستي است ظاهر مي شود و اشتهاي غذا را از بين مي برد و نهايتاً موجب غم، تكدر، تاريكي ديد چشم، جنون، ماليخوليا، ترس بسيار و استسقا مي شود.
عصاره برگ آن براي از بين بردن شپش سر و ريختن چند قطره از عصاره برگ و روغن آن در گوش براي تسكين درد گوش نافع است. خوردن برگ آن رطوبت هاي معده را خشك مي كند و شكم را مي بندد وقبض مي كند و ترشح ادرار را زياد مي كند. ضماد و برگ آن براي تحليل ورم هاي گرم و تسكين دردهاي عصبي مفيد است. مقدار خوراك آن تا 4 گرم و اسراف در خوردن آن مضر و خطرناك است.
ـ تخم آن آشفتگي حال و به هم خوردن دل را تسكين مي دهد و بادها را پراكنده مي كند و قابض است. مضار آن اين است كه سردرد مي آورد، ديد چشم را كم مي كند و مضر معده است. براي احتراز از اين عوارض بايد سرخ كرده آن را خورد.
روغن شاهدانه گرم و خشك است و براي درد گوش، اعصاب، تحليل ورم هاي سفت و نرم كردن سفتي رحم نافع است. چند قطره در گوش ريخته شود و يا روي ساير اعضا و ورم ماليده شود.
روش تهيه عصاره گياه شاهدانه:
سرشاخه هاي گلدار شاهدانه هندي 1 واحد، الكل 60 درصد 6 واحد، آب مقطر 1 واحد گرفته و طبق روش معمول از آن عصاره تهيه مي كنند. مقدار خوراك اين عصاره 5 سانتي گرم تا 5 دسي گرم بر حسب مورد در رفع حساسيت هاي شديد و دردهاي رماتيسمي مصرف مي شود.
تهیه و تنظیم :پایگاه اینترنتی پرشین وی
www.persianv.com
صفحه: 1, 2, 3, 4  بعدی